
در دنیاهای آخرالزمانی ، به هیچ چیز امید نیست . امروز میبینی که دوستت زنده است ولی فردا چنازه اش را مشاهده می کنی و شاید روزی بشود که مجبور شوی او را بکشی. آخرالزمان ، داستان های متفاوت و زیبایی خواهد داشت و اگر یک نویسنده ، کارگردان و حتی بازیساز (موضوع اصلی ما) معنی آخرالزمان و بازی کردن با احساسات انسان را بفهمد می تواند به خوبی از در داستان هایش استفاده کند .از صحبت اضافه و بیهوده پرهیز می کنیم و به بررسی قسمت جدید بازیِ “مرده ی متحرک” بپردازیم.
کاورِ تبلیغاتی بازی
The Walking Dead Season 2 Amid The Ruins| در بحبوحه ی ویرانی
سازنده : Telltale Games
سبک : ماجرایی ، وحشت بقا
مدها: تک نفره
پلتفرم: PC , PS3 , X360 , PSVITA , MAC , IOS And Android
نکته: برای خواندنِ نقد قسمت قبلی و اطلاعاتی در موردِ بازی به این لینک مراجعه فرمایید
در رسانه های تصویری ، نمونه های آخرالزمانیِ خوبِ بسیاری را دیده ایم . از جمله ی آنها می توان همین سریال مرده ی متحرک و بازی های آخرین ما ، فضای مرده و غیره را نام برد. استدیوی تل تیل در ساخت بازی های آخرالزمانی خوشبختانه به مهارتِ بسیار بالایی رسیده از آنجا که توانست تنها با ساخت یک بازی و عرضه ی آن به صورت دانلودی به مقام بهترین بازی سال دست یابد . و از قضا این بازی نیز فصل اول مرده ی متحرک بوده و فضای آخرالزمانی داشت . این است که تا حدودی به این استدیو و توانایی ساخت بازی ماجرایی ایمان داریم. اپیزود چهارمِ مرده ی متحرک ، که با عنوانِ در بحبوحه ی ویرانی به تازگی عرضه شده است ، آغازی است بر یک پایان طوفانی ؛ پایانی بسیار بهتر از بازیِ ” گرگی در میان ما”
تصویری که قبل از شروع این اپیزود می بینید
آن چه گذشت : گروه ، به کمکِ کلمنتاین و نقشه ی شخصیتِ جدیدِ “جِین” از دست گروه کارور فرار می کنند و هزاران زامبی را به جان آن ها می اندازند. کارور همان طور که در نقد قبلی خواندید ؛ به طرز اسف باری کشته می شود و البته حقش است. حالا شما باید همراه با گروهتان از میان زامبی ها فرار کنید. البته شما با خونِ بدنِ دیگر زامبی ها مجهز هستید و متحرک ها به سختی شما را در میان خودشان شناسایی می کنند.
و ادامه ی راه …
این نقد در واقع لو دهنده ی داستانِ کامل بازی است به طوری که از نقد اپیزود قبلی نیز بیشتر داستان بازی را اسپویل می کند
ابتدایِ “در بحبوحه ی خطر” پایانِ مبهم در معرض خطر را کامل می کند ؛ در پایان آن بازی (که متاسفانه الان باید اسپویل شود) شما باید تصمیم بگیرید که دستِ Sarita را قطع کنید و یا “متحرکی” که دست او را گاز گرفته است را بکشید . با توجه به یکی از این دو انتخاب شما بازی ادامه خواهد داشت. بازی دو حالت خواهد داشت ؛ اگر شما دست او را قطع کرده باشید فریادِ Sarita شروع می شود و او از کلمنتاین می پرسد که چرا دست او را قطع کرده است قبل از اینکه زامبی را بکشد. کنی همراه با مایک برای کمک می آیند و Sarita را می برند. مایک در حال کشتن زامبی هاست که یک دفعه خون ریزی ساریتا ( از این پس از نام فارسی استفاده می کنیم) افزایش پیدا می کند و او به سوی مرگ می رود.کنی کلمنتاین را سرزنش می کند و بسیار از دست او عصبانی است و اینجاست که شما باید تصمیم بگیرید آنها را ترک کنید و یا هنوز در بین کنید و ساریتا و مایک باقی بمانید . اگر باقی بمانید و سعی کنید از خود دفاع کنید ؛ کنی هر لحظه از دست شما عصبانی تر می شود و مایک جلوی کنی را میگیرد.
اگر شما زامبی ای که به ساریتا حمله کرده را بکشید:ساریتا وحشت کرده سپس کنی و مایک همراه با او فرار می کنند و کلمنتاین نیز تنها می ماند. اما برای نیک ، لوک و سارا چه اتفاقی افتاده است ؟ آنها نیز به سمت جنگل فرار می کنند.
جِین مهم ترین شخصیت اپیزود جدید است که در قسمت قبل با نقشه اش موفق شد به همراه دیگران از دستِ کارور فرار کند
کلمنتاین متحرک های بیشتری را می کشد . اکنون دیگر او هیچ کدام از اعضای گروه را نمی بیند . فریاد بزنید و کنی و لوک را صدا کنید و یا ساکت باشید تا زامبی ها و یا متحرک ها (هر دو درست هستند) صدای شما را نشنوند. بعد از آن ، یک نفر به طرز وحشتناکی شما را از پشت می گیرد . ابتدا فکر می کنید که کارتان تمام است ولی در واقع او ربکاست ! ربکای باردار. او از دیدن کلمنتاین بسیار خوشحال است و به او می گوید که لوک نیز با او بود ولی از هم جدا شده اند.این دو نفر سپس همراه با یکدیگر به راه می افتند. هر دوی آنها سعی می کنند یک مکان خالی بین زامبی ها برای فرار پیدا کنند اما تلاششان بی فایده است که یک دفعه کلمنتاین و جین به یکدیگر برخورد می کنند و هر دو کمی می ترسند. جین به کلمنتاین و ربکا می گوید که آرامش خود را حفظ کنند و آرام راه روند.اما ربکا وحشت از این همه زامبی وحشت کرده و در یک جا بی حرکت و ترسان ایستاده است.جین برای کمک به او نمی آید . اما با کمی درنگ به سمت کلمنتاین و ربکا می رود تا با کلمنتاین نقشه ی خوبی بکشند. نقشه ی آنها این است که کلمنتاین توجه یک متحرک را به جلب کند و از آن طرف جین زامبی را بکشد تا از او برای حرکت در بین زامبی های دیگر و قایم شدن در پشتش استفاده کند . خوشبختانه جین ، ربکا و کلمنتاین (سه عضوِ مونث در گروه) موفق به فرار می شوند و از میان جنگل حرکت خود را آغاز می کنند .
در میانه ی راه ، ربکا لحظه ای توقف می کند . کلمنتاین از او می پرسد که چه شده ، ربکا می گوید به دلیل باردار بودن به انرژی بیشتری نیاز دارد . کلمنتاین به او دلداری می دهد. جین صبر می کند و از ربکا می پرسد که “تو می خوای با بچت چی کار کنی ؟ ” ربکا عصبانی می شود ، با این که جین نیز عذرخواهی می کند. بحث کوتاهی بین این دو نفر شکل می گیرد ولی در نهایت مشخص می شود که جین نیز خواهری داشته که از مرگ او ناراحت است و به همین دلیل رنج زیادی را تحمل می کند . نام خواهر جین ، “جِیمی” است.
این سه نفر ، به منطقه ی Parker’s Run می رسند. جایی که یک مجسمه از فداکاری انسان ها دیده می شود. مجسمه ای که نماد بازی جدید است و کاراکترهای بازی خیلی به آن نگاه می کنند. اما هیچ حرفی به زبان نمی آورند. در آنجا بانی و مایک دیده می شوند که از دیدن آنها بسیار خوشحالند. کنی در کنارِ جسد همسرش خوابیده ؛ کلمنتاین سعی می کند با کنی حرف بزند ولی این دفعه کنی تماما بر سر او غر زده و همه چیز را تقصیر یک دختر بچه می اندازد. در ادامه جین و کلمنتاین برای پیدا کردنِ لوک ، سارا و نیک و همین طور مقداری آب و غذا به سمت جنگل می روند . همه ی افراد با این تصمیم موافقند ( از اینجا به بعد رابطه ی بین جِین و کلمنتاین عمیق تر می شود )
کنی عصبانیتش را به طرز بدی روی زامبی ها خالی می کند
در میانه ی راه ، جین به کلمنتاین می گوید که مطمئن نیست آنها بتوانند سارا و یا دیگر افراد را پیدا کنند . اما شما می توانید با او مخالفت کنید . به هر حال ، جین می گوید که به هیچ کس به غیر از کلمنتاین اعتماد ندارد ؛ به خاطر اینکه کلمنتاین باهوش و صادق است. جین از خواهرش برای کلمنتاین می گوید ، و این که سالانه برای بازدید از یک پارکِ تفریحی در ویرجینیا ، در تابستان به آنجا سفر می کردند . به نظر می رسد چیزی او را آزار می دهد . اتفاقی در مورد خواهرش اما دیدنِ چند متحرک در ادامه ی راه ، او را از صحبتش باز می دارد. کلمنتاین و جین ، دو تا از آنها را می کشند و جیب های آنها را می گردند اما تنها چیزی که پیدا می کنند یک چاقوست همراه با عینکِ سارا. این نشان می دهد که سارا هنوز زنده است. جین به کلمنتاین آموزش می دهد که همیشه از مرگ یک زامبی باید مطمئن شد. آنها یک بحث را در مورد سارا شروع می کنند که یک دفعه صدای جیغِ سارا و صدای لوک شنیده می شود. در ادامه سازندگان شما را با صحنه ی بسیار آزار دهنده ای مواجه می کنند . اگر نیک زنده باشد ، شما او را در حالی میبینید که به زامبی تبدیل شده و در میانِ یک قفس گیر افتاده است. کلمنتاین به زجر آور ترین شکل ممکن کله ی او را با تبرش از بین می برد و سپس آن دو به حرکتشان ادامه می دهند. پس از کشتنِ چند متحرک ، در آن طرفِ یک دیواری از اشیاء ، دری را مشاهده می کنند و صدای سارا را از پشت آن در می شنوند. متحرک ها سعی می کنند در را باز کنند و وارد شوند . جین به کلمنتاین می گوید که سعی کن راهی پیدا کنی تا حواس آنها را پرت کنیم . کلمنتاین فکر بکری به ذهنش می رسد. جسدِ یکی از زامبی ها را در صندلی جلو ماشینی می گذارند تا صدای بوق همه جا را فرا گیرد. زامبی ها به سمتِ جین و کلم می آیند اما آنها از درِ پشتیِ خانه ای فرار می کنند و به داخلِ خانه ای که سارا و لوک در آن هستند می رسند.لوک از دیدنِ آن دو خوشحال می شود . اما سارا در جایی خشکش زده و تکان نمی خورد . لوک سراغِ نیک را می گیرد که در نهایت از خبر مردنِ او بسیار ناراحت می شود. زامبی ها به درون حجوم می آورند . در ادامه شما باید سعی کنید که سارا را از جایش بلند کنید و اگر او بلند نشد ، جین سعی می کند شما را از کمک کردن به او منصرف کند. حال شما دو انتخاب دارید ، یا اینکه پیش سارا بمانید و یا اینکه همراه جین و لوک از آنجا خارج شوید . اگر پیش او بمانید ، می توانید او را با سیلی ای نجات دهید. در میانه ی راه ، جین روشِ مرگ خواهرش را توضیح می دهد . جِیمی خواهرِ کوچکترِ جین بود که بعضی مواقع از دستِ این دنیای آخرالزمانی خسته می شد . در پاره ای از اوقات ، جین موفق می شد او را برای حرکت کردن متقاعد کند و در پاره ای دیگر ، مجبور می شد او را حمل کند. اما روزی از روزها ، آنها در یک پشت بام توسط زامبی ها محاصره می شوند . جین از خواهرش می خواهد که برای نجات جانش بپرد اما او نمی پرد. در نهایت جین مجبور می شود خود را نجات دهد در حالی که خواهرش می میرَد.
در بازگشت ، آنها متوجه می شوند که ربکا درد بسیار زیادی را تحمل می کند . بانی از کلمنتاین می خواهد که با کنی صحبت کند زیرا او تنها کسی است که در رابطه با به دنیا آوردن بچه ها اطلاعات دارد. در ادامه کلمنتاین قبول می کند و برای صحبت کردن با کنی به درون چادر می رود. کنی از مرگِ ساریتا بسیار ناراحت است اما کلمنتاین او را آرام می کند و به بیرون می آورد. کنی به همه اعلام می کند که آب و مقداری لوازم پزشکی نیاز است. اعضای گروهِ جدید سعی می کنند این لوازم را پیدا کنند . (شما باید انتخاب کنید ابتدا همراه جین بروید و یا همراه با بانی و مایک) در هر صورت شما باید هر دو را همراهی کنید.
هنگامی که با جین می روید ، ذهن جین کمی مشغول است و معلوم نیست در کدام باغ به سر می برد. به نظر می رسد که او کلمنتاین را مانند خواهر نداشته ی خود می داند. آنها در طبقه ی بالای ساختمانی ، محیطی امن و ایده آل برای به دنیا آوردنِ فرزندِ ربکا پیدا می کنند . به هر حال درِ آن قفل است و جین با چاقو ای که پیدا کرده است برای باز کردنِ آن تلاش می کند.کلمنتاین به جین هشدار می دهد که غریبه ای را در دوردست مشاهده کرده است که به سمت آنها می آید . آنها به دلیل آمدن او مخفی می شوند و کلمنتاین او را منحرف کرده تا جین اسلحه ی کمری ای که او با خود دارد را از دستش بگیرد . نامِ آن مرد “آروو” است . یک اسپانیایی اصیل که مقداری نیز انگلیسی بلد است . دستِ او نیز در هنگامِ گرفتنِ اسلحه می لرزد . او کیفی را نیز به همراه داشت. کلمنتاین درونِ آن کیف انواع لوازم پزشکی و یک قرص آرام بخش پیدا می کند. شما می توانید کیفِ او را به کلی بر دارید و یا آن را به او برگردانید. جِین سپس به او حمله می کند و می گوید : نمی خوام دیگه تو رو این طرفا ببینم . آروو فرار می کند.
در هنگامی که شما با بانی و مایک نیز می روید ، یک کت برای ربکا (به جای پتو) و ظرف آب را پیدا می کنید که درِ آن قفل شده است اما پنجره اش باز است . بانی تصمیم می گیرد که به وسیله ی پنجره ، در را از داخل باز کند که یک دفعه یک زامبی دستِ او را می گیرد. مایک درب را شکسته و به موجود حمله می کند. و دستان او را از پشت می گیرد. کلمنتاین نیز با یک ضربه ی بی نظیر در سرِ زامبی ، کار را تمام می کند . وقتِ بردنِ آب رسیده. مایک هر دو ظرف آب را در دستانش می گیرد و آنها راه می افتند. در میانه ی راه راکونی مشاهده می شود. مایک ، بانی و کلمنتاین سعی می کنند آن راکون را بگیرند ولی وقتی خانواده ی او را نیز می بینند رهایش می کنند.
این سه نفر به سمتِ دیگر اعضا باز می گردند ؛ اما یک دفعه متحرک ها حمله می کنند ؛ کنی (شاید همراه با مایک) برای دفاع می روند و دیگر افراد ، به سمت محلی که جِین و لوک حضور دارند . فرار می کنند . همگی به آنجا می رسند و از این که می بینند جین و لوک به راحتی در حال صحبت هستند ناراحت و عصبانی می شوند. ربکا خیلی درد می کشد و جیغ می زند. در اینجا شما می توانید قرص های آرام بخشی را که به دست آورده اید به او بدهید تا کمی آرام شود. همه ی افراد برای دفاع در برابر متحرک ها به بیرون می روند . تعدادی از آنها را می کشند اما این موجودات بیشتر از آن هستند که فکر می کردند. لوک و کلمنتاین یک جسمِ سنگین و بزرگی را در مقابل درب قرار می دهند . زامبی ها برای شکستن درب به آن می کوبند که یک دفعه ، قسمتی از طبقه ی بالا فرو میریزد و جِین و سارا نیز به پایین سقوط می کنند. شما می توانید به جِین بگویید که برود سارا را نجات دهد که در این صورت نیز تلاش شما بی فایده بوده و سارا جانش را در مقابل زامبی ها از دست می دهد و در مقابل جِین نجات پیدا می کند. زامبی ها از آن طرف می خواهند هجوم بیاورند اما کلمنتاین با از بین بردنِ اهرمِ دیگر ، آن ها را به پایین می اندازد. اکنون بچه ی ربکا به دنیا آمده است ولی به نظر می رسد که مرده است زیرا هیچ حرکتی نمی کند. اما ناگهان با یک سرفه ی جانانه خیال همه را راحت می کند ! برای اولین بار و یا شاید هم بیشتر ، بچه ای در این دنیای آخرالزمانی به دنیا آمده است. کودکی مذکر که امید را به همه باز می گرداند. گروه باید فردا سفرِ خطرناکِ خود را در حالی که جین نیز دیگر در میان آنها نیست (از گروه جدا می شود) به دلیل برف و بوران به سمت شمال آغاز کنند . اما همیشه همه چیز به وفق مراد نیست.
در میانه ی راه ، آروو و دوستانِ اسپانیایی اش با اسلحه به گروه حمله می کنند. کلمنتاین یک دفعه ربکا را می بیند که دارد تبدیل به زامبی می شود. حال شما می توانید تصمیم بگیرید که به ربکا شلیک کنید و یا کنی و دیگر اعضا را برای کمک صدا کنید که در هر دو صورت بازی با چند شلیکِ دیگر و به صورتی مبهم تمام می شود …
قسمتِ چهارم ، دارای داستانِ جالبیست که آن را از دیگر قسمت ها جد کرده و به قسمتِ سوم شبیه می کند . بازی در قسمتِ قبل یک شخصیت بد را معرفی کرد . اما در این قسمت داستانِ به دنیا آمدنِ یک بجه را روایت می کند. بچه ای که در دنیایی آخرالزمانی به دنیا می آید و این دنیا چقدر متفاوت است . بله ، دنیاهای آخرالزمانی خیلی متفاوت است . اما قضیه ی مجسمه .باید بروید از سازندگان بازی بپرسید که قضیه ی این مجسمه چیست اما به عقیده ی من و بسیاری از دوستان ، این مجسمه این سوال را در ذهن مخاطب و همین طور شخصیت های بازی پدید آورد که آیا واقعا در آخرالزمان نیز افراد به یکدیگر کمک می کنند؟ و از جانِ خود برای دوستان و هم نوعانشان می گذرند ؟ جواب را باید در کلِ اپیزود های عنوانِ مرده ی متحرک و همین طور فصل اول جست و جو کنید.
صداگذاری بازی بسیار جذاب است. در تمام بازی یک موسیقی آرام و البته ناراحت کننده پخش می شود. این روند در قسمت های قبلی نیز همین طور بوده و ریتمِ موسیقی در مواقعِ هیجانی بیشتر خواهد شد . در نتیجه شما در تمام قسمت های بازی و بهتر است بگوییم در بیشترِ قسمت های آن موسیقی ای را خواهید شنید.
برای خواندنِ نقدِ قسمت های دیگر مانند گرافیک و گیم پلی به نقدِ اپیزود قبلی که لینک آن در ابتدای این صفحه داده شد مراجعه کنید
در پایان باید گفت اپیزودِ چهارم دارای داستان جدیدیست که آن را از تمام قسمت های دیگر متمایز می کند و تمام مقدمات را برای یک پایان طوفانی فراهم کرده است . اگر می خواهید از اپیزود پنجم (که هنوز عرضه نشده است) لذت کامل را ببرید ، باید این قسمت را نیز تجربه کنید.

*برای دیدن دومیش برو ادامه..................*
ادامه مطلب
[ سهشنبه 14 مرداد 1393 ] [ 10:22 ] [ overgameover ]
[ ارسال نظر(0) ]

همهی ما شخصیت اپتیموس پرایم را به عنوان یک رهبر مقتدر به یاد داریم، او همهی ویژگیهای یک رهبر شایسته را داشت: باهوش، دلرحم و البته توانایی تبدیل به کامیون. متأسفانه در سالهای گذشته چیزی که از شخصیت پرایم دیدم از این موارد بسیار دور شده و همه در هیاهو و انفجارهای احمقانهی فیلمهای مایکل بی گم شده است. در این میان شاید بازیها بتوانند گوشهای از شخصیت او را به تصویر بکشند، اما Transformers: Rise of Dark Spark قطعاً یکی از آن بازیهای مورد پسند طرفداران اپتیموس پرایم نخواهد بود.
سازنده: Edge of Reality
ناشر: Activision
سبک: شوتر سوم شخص
پلتفرمها: PC, PS3, PS4 X360, XOne, WiiU, 3DS
تاریخ انتشار: ۲۴ جون / ۲ شهریور
با اینکه بازی را شرکت کمتر شناخته شده Edge of Reality ساخته، گیمپلی آن بسیار شبیه به نسخهی پیشین ترنسفورمرز مانند War for Cybertron وFall of Cybertron است که استودیوی High Moon وظیفهی ساخت آنها را به عهده داشته. از نکات مبهم این بازی، محل اتفاق افتادن داستان آن است. به نظر میرسد دنیایی که در آن هستیم همان دنیای کارتون اوریجینال ترنسفورمرز است اما طراحی رباتها به گونهای است که ما را یاد فیلمها میاندازد. حتی اشارههای مستقیمی هم به آخرین فیلم آن، Transformers: Age of Extinction میشود. نتیجهی این آشفتگی، این است که گیمر احساس میکند قطعات مختلف داستان از منابع گوناگون گرد آورده شدند و فقط کنار هم قرار گرفتند.
گیمپلی هم چندان فوقالعادهتر از داستان نیست. بازیهای ساخته شده به دست High Moon لحظات لذتبخشی داشتند و به نظر میرسد Rise of the Dark Spark تنها سعی کرده از آنها تقلید کند. بازی کردن به جای رباتهای گوناگون – چه دارای شخصیتی خوب باشند چه بد – بهترین لحظات بازی را تشکیل میدهند. اگر هیچ کار دیگری برای انجام دادن نداشته باشید، این بازی میتواند وقت شما را پر کند، و حداقل سعیش را میکند که کمی هم هیجانانگیز باشد. تنوع اسلحهها قابل قبول است و عوض شدن به ماشینها و هواپیماها هنگامی که از پس دشمنان برنمیآیید، مفید و قطعاً جذاب است.
اگر فکر میکنید هنگامی که در حالت روبات یا ماشین در حال گشت و گذار هستید و به خاطر قدرت بدنی روباتتان کاملاً شکستناپذیر هستید، کاملاً در اشتباهید. چرا که با اولین ضربهی دشمنان، روباتهایتان چنان واکنشی از خود نشان میدهند که انگار از آلمینیوم ساخته شدهاند. این مورد تمام لذت بازی را به عنوان کسی که کنترل اپتیموس پرایم را تحت کنترل دارد میگیرد، این روبات قویتر از آن است که بلافاصله با برخورد به دشمنان سقوط کند. طراحی ضعیف سیستم زد و خورد هم باعث شده پیروزی در مراحل آن طور که باید و شاید مورد پسند واقع نشود. به جای استفاده از تاکتیکها و روشهای مختلف در طول بازی، تنها یک راه را بارها و بارها تکرار میکنید تا شاید یکبار به نتیجه برسد. بعضی مراحل بیش از حد معمول طول میکشند و موجهای پیاپی دشمنان سرعت و هیجان بازی را میگیرد. اینجاست که سیستم ذخیرهسازی و چکپوینت ضعیف بازی هم مزید بر علت میشود که مرحله را فعلاً رها کنید تا بعد سر فرصت به آن بپردازید.
در واقع، Rise of the Dark Spark گیمپلیای بسیار طولانی دارد. زمانی که به آخر بخش ۱۴ بازی میرسید، احتمالاً به اندازهی سه فیلم آیندهی ترنسفورمرز به رباتها شلیک کردهاید. البته این حجم از درگیریهای بازی به خوشایندتر شدن آن کمکی نمیکند. مرحلههایی که در سیارهی زمین میگذرند چنان طراحی ضعیفی دارند که به نظر میرسد دکورهای یک فیلم هیولایی با بودجهی کم هستند، تا بازیای که در سال ۲۰۱۴ عرضه شده و برای دو نسل هم منتشر میشود. صداگذاری هم ممکن است شما را به مرز دیوانگی بکشاند. در بعضی مراحل، رباتها آنقدر یک جمله را تکرار میکنند که در ذهنتان حک شده تا مدتها بیرون نمیرود.
باگهای بازی هم به مشکلات بسیار آن میافزایند. در مراحلی که باید با رباتهای اصلی مبارزه کنید، گاهی پیش میآید که نوار وضعیت سلامت او کاملاً خالی میشود اما هیچ اتفاقی نمیافتد. در این موقعیت ناچار هستید که جان خود را فدا کنید تا مرحله را از اول شروع کرده و شانسی خود را بار دیگر امتحان کنید. یکی دیگر از باگهای معمول بازی، گیر کردن در اشیای مختلف محیط بازی است. این گیر کردن اجازهی هیچ کاری به شما نخواهد داد باید دوباره روند پیشین را طی کنید، یعنی صبر کردن تا وقتی دشمن آن مرحله جان ربات تحت کنترلتان را بگیرد تا از ابتدا شروع کنید.
البته موقعیتهای لذتبخشی هم در بازی وجود دارند. مانند مرحلهای که باید با رباتی که به هواپیما تبدیل میشود از ساختمان نیمهکارهای فرار کنید قبل از اینکه زمان انفجار بمب سر برسد. در جای دیگر شما کنترل ربات بسیار جالبی را در اختیار دارید که Grimlock نام دارد از میان آروارههای رباتیکیاش، شعلههای آتش بیرون میزند. به نظر میرسد این مراحل معدود برای کاهش حس تکراری شدن بازی طراحی شدهاند، اما در طول روند بسیار طولانی بازی، تعدادشان اندک است و نمیتوانند بر نکات منفی بازی سرپوش بگذارند.
در حالت آنلاین بازی که Escalation نام دارد، تا ۴ نفر میتوانند با هم بازی کنند و در مقابل موجهای پی در پی دشمنان مقاوت کنند. اما همان طور که انتظار میرود، این موجهای دشمنان بسیار شبیه به هم هستند و تنوعی در آنها دیده نمیشود که بتوان آن را برای مدتی طولانی ادامه داد. بازی سعی میکند گیمر را وابسته به خودش نگه دارد، با دادن امتیازها و جوایزی از قبیل بهبودهایی برای اسلحهها و از این دست موارد. اما اکشن بازی به اندازهای سطحیست که این امتیازها معنای چندانی پیدا نمیکنند. برند Transformers قطعاً برند ارزشمندی است، و کسانی که خود را مسئول ساخت بازیهایی بر اساس آن میبینند باید تلاش زیادی کنند که خیل عظیم مخاطبانش را راضی نگه دارند. ولی Rise of the Dark Spark آن قدر به هم ریخته و نامنظم است که اصلاً در خور اسم Transformers ظاهر نشده است.
اپتیموس پرایم ارزشی فراتر از این بازی دارد، و همینطور وقت شما.
[ سهشنبه 14 مرداد 1393 ] [ 10:05 ] [ overgameover ]
[ ارسال نظر(0) ]

تا حالا این همه از تمامی نقاط کهکشان به دور هم جمع نشده اند، اما تا حالا با دشمنی مثل این رو به رو نشده ایم. دروگرها به ما بخششی نشان نمی دهند و ما هم نباید این کار را بکنیم. آنها جمعیت ما را قتل عام می کنند و ما باید با اقتدار و سرعت در برابر این جنایت بایستیم… آنها پیشروی می کنند تا آخرین شهرهای ما سقوط کند ولی ما سقوط نخواهیم کرد… ما بر اوضاع مسلط میشیم… هر کدوم از ما خودش را در نبردی که در پیش روست نشان خواهد داد. با سرعت و اقتدار ایستادگی کنید… با یک دیگر ایستادگی کنید. هکت، تمام! (سخنرانی دریاسالار هکت در سومین بازی)
Mass Effect (اثر جرمی) نام فرانچایزی در سبک شوتر سوم شخص/نقش آفرینی/علمی-تخیلی ساخته شده توسط یکی از استدیو های کمپانی Electronic Arts با نام Bioware می باشد. زیبایی هایی که این سری آفرید منجر به قرار گرفتنش در لیست برترین بازی های دهه و نسل هفتم شد. سه گانه اثر جرمی شامل Mass Effect, Mass Effect 2, Mass Effect 3 می باشد. نسخه اول در وب سایت معتبر متاکریتیک نمره ۹۱/۱۰۰ دریافت نمود و با موفقیت بزرگی که برای استدیو Bioware به ارمغان آورد، باعث شد سازندگان به صورت جدی تر یک بازی بزرگ تر و وسیع تر را در نسخه های بعدی ارائه دهند. ادامه موفقیت اثر جرمی نسخه دوم این سری یعنی Mass Effect 2 بود که میانگین نمره اش در متاکریتیک ۹۶/۱۰۰ بود و تبدیل به یکی از برترین بازی های تاریخ شد که اگر بخاطر داشته باشید، همین نسخه در VGA 2012 یکی از نامزدین برترین بازی دهه بود. استدیو سازنده که از همان ابتدا داستان کامل این بازی را آماده کرده بود و قصد داشت یک سه گانه بسازد، کار خود را ادامه داد و سرانجام این تلاش ها، یکی از بزرگ ترین بازی های سبک RPG یعنی Mass Effect 3 (با نمره ۹۳/۱۰۰ در متاکریتیک) بود. وسعت و زیبایی های این سری باعث شد طرفداران زیادی بدست آورد و تمامی طرفداران خواهان ادامه آن بودند و حال هم منتظر نسخه بعدی این بازی هستند. در این مقاله می توانید اطلاعات جامعی از این فرانچایز و هر سه عنوان منتشر شده بدست آورید.
Mass Effect 3 | Commander Shepard
داستان
کهکشان در یک چرخه بی پایان نابودی قرار گرفته است. هر ۵۰۰۰۰ سال یک نژاد ماشینی به نام Reaper ها (دروگرها) به کهکشان راه شیری حمله می کنند. با بی رحمی تمام، ماشین ها تمامی تمدن های پیشرفته را نابود می کنند و تنها تکه های پراکنده تکنولوژی را باقی می گذارند و پس از آن تمامی شواهد موجودیت خود را از بین می برند به طوری که تنها عده ای این افسانه قدیمی را باور دارند. حال آن ها بازگشته اند و این وظیفه شماست که جلوی آن ها را بگیرید. بازی در سال ۲۱۸۳، ۳۵ سال پس از کشف آثار Prothean ها (این نژاد از ساکنان دوره قبلی بودند که توسط دروگرها نابوده شده اند) در سیاره مریخ اتفاق می افتد. با این اکتشاف، انسان ها دانش عنصر صفر (Element Zero) و فیزیک های اثر جرمی را آموختند که باعث شد بتوانند با سرعتی بیش از سرعت نور در فضا سفر کنند. هم چنین آن ها توانستند ایستگاه های واسطه ای جرمی (Mass Relay) را پیدا کنند که در تمامی کهکشان وجود داشت و این اجازه را به آن ها می داد تا در هزاران سال نوری با سرعت سفر کنند و در دیگر نقاط کهکشان به جستجو بپردازند. این به انسانیت اجازه داد تا با دیگر نژادهای کهکشانی آشنا شود و خود را در این دنیای بزرگ تازه کشف شده جا دهد.
تمامی نژادهایی که در این بازی قرار داده شده اند منحصر به فرد و هر کدام تاریخچه و دنیای خود را دارند. از این نژادها می توان به Krogan ها، Salarian ها، Asari ها و Turian ها اشاره داشت. شما در نقش فرمانده Shepard، یک سرباز در نیروی Alliance (نماینده و معرف زمین در Citadel) هستید. این شخصیت در دنیای بازی های ویدئویی از محبوبیت خاصی برخوردار است و افرادی که سری Mass Effect را بازی کرده باشند، بدون شک به این کارکتر علاقه دارند. از آن جایی که این بازی RPG می باشد، شما در تمامی تصمیمات مهم نقش دارید که خود باعث می شود شخصیت کارکتر شما در طول بازی ساخته شود. آیا شما حاضر هستید همه چیز را قربانی کرده و وارد یک ماموریت خودکشی شده تا کهکشان را نجات دهید؟
Mass Effect
آغاز حماسه | Mass Effect
این بازی که اولین نسخه سه گانه اثرجرمی بود در ۲۰ نوامبر ۲۰۰۷ ابتدا برای Xbox 360 – در ۲۸ مه ۲۰۰۸ برای PC و در ۴ دسامبر ۲۰۱۲ برای PS3 منتشر شد. در سال ۲۰۰۵، از این بازی توسط Bioware رونمایی شد و در آن زمان گفته شد که Mass Effect یک انحصاری Xbox 360 و یک سه گانه خواهد بود. Casey Hudson مدیر پروژه این بازی بود و در اوت ۲۰۰۷ مصاحبه ای با وب سایت IGN داشت و اطلاعاتی از بازی ارائه داد.
داستان بازی از آنجایی شروع می شود که در سال ۲۱۸۳، سفینه آزمایشی SSV Normandy از سیستم Alliance به طرف سیاره مستعمره انسان ها با نام Eden Prime می رود تا یک بیکن Prothean (یکی از نژادهای بازی) را تحویل گیرد. هم چنین شورای Citadel به همراه آن ها یکی از Spectre (افرادی هستند که قوانین برای اختیارات آن ها بی معنی بوده و به منابع زیادی دسترسی دارند و تنها به شورا پاسخگو هستند) های خود را با نام Nihlus می فرستد. وظیفه این Spectre بغیر از کمک رسانی در ماموریت، زیر نظر داشتن فرمانده Shepard می باشد چرا که هم اکنون اولین نامزد انسان ها برای ورود به مجمع Spectre ها می باشد. پس از رسیدن به این مستعمره، اتفاقاتی می افتند که سرنوشت تمامی نژادها را تغییر می دهند…
گیم پلی Mass Effect در سال ۲۰۰۷ و با شروع کار، کاملا نوآورانه و منحصر به فرد بود. برای اولین بار، شما وارد دنیای آینده و کهکشان راه شیری شده اید و نژادها و موجودات فضایی گوناگونی را مشاهده می کنید که بسیاری از آن ها در طول بازی دشمن شما بوده و تعدادی از آن ها از یارانتان هستند. سلاح های بازی کاملا جدید بود و شما نمی توانید نمونه آن ها را در دنیای امروزی مشاهده کنید. جزئیات اشیا و دیگر عنصرهای محیط در این بازی به قدری عالی بود که شما در آن غرق می شدید. با تمامی این تعریف ها، اگر این بازی را با نسخه های بعدی این سه گانه مقایسه کنیم، شاهد ضعف ها و مشکلات زیادی خواهیم بود. گیم پلی بازی از Mass Effect 2 به کلی تغییر کرد و با بهبودهای زیادی همراه بود. با پیشرفت در بازی، شما فرماندهی سفینه SSV Normandy را بدست می گیرید و با خدمه و یارانتان بازی را پیش می برید. در هر مرحله، فرمانده شپرد می تواند دو تن از افرادش را با خود به همراه داشته باشد. تفاوت این بازی با دیگر عناوین شوتر این می باشد که NPC ها و یاران شما واقعا در مبارزات مفید هستند و به شما یاری می رسانند. هم چنین هوش مصنوعی بازی با توجه به اینکه تنها شروع کار بود، تاثیربرانگیز می باشد.
Mass Effect | Gameplay Screenshot
سر هر مسئله، تصمیم گیرنده اصلی شما هستید و تمامی تصمیم هایی که می گیرید بر روی بازی و پایان آن و نسخه های بعدی تاثیر دارند. یکی از نکات قابل توجه این می باشد که می توانید ذخیره های پروفایل خود را از Mass Effect به Mass Effect 2 و از قسمت دوم به Mass Effect 3 انتقال دهید. با اینکار، نتیجه، عواقب و تاثیرات تمامی کارهایتان در بازی قبلی را مشاهده خواهید کرد و شپرد با امتیازات نسخه قبلی می تواند تبدیل به فرمانده کارکشته تری شود اما در غیر این صورت، بازی تصمیمات را خود با توجه به برنامه قبلی انتخاب و ادامه پیدا می کند. متاسفانه این بازی با باگ های زیادی همراه بود و از آن ها رنج می برد اما سازندگان پس از انتشار با عرضه آپدیت هایی، این باگ ها را تا حد زیادی از بین بردند و در نسخه های بعدی عملکرد بهتری داشتند.
اخلاق و شخصیت شما در Mass Effect با طرز صحبت کردن شما و تصمیماتی که می گیرید مشخص می شود. این اخلاقیات، به دو گروه Paragon و Renegade تقسیم می شوند. برعکس بسیاری از بازی های دیگر که تنها شخصیت کارکتر را به “خوب” و “بد” تقسیم می کنند و با انجام یک کار درست می توانید کار اشتباهی که قبلا انجام داده اید را جبران کنید، اثر جرمی هم کارهای خوب و هم کارهای بد شما را محاسبه می کند و انجام یک کار خوب در بازی بدان معنا نیست که افراد و کارکترهای دیگر کارهای بد شما را فراموش می کنند. ریت اخلاقیات و شخصیت کارکتر بازی در بسیاری از تصمیمات مهم و ماموریت ها تاثیر دارد.
گرافیک اثر جرمی با توجه به سال عرضه و در مقایسه با بازی های آن دوران، قابل قبول می باشد، هرچند این گرافیک در نسخه های بعدی این بازی با بهبود قابل توجهی مواجه بوده است. در مورد موسیقی بازی می توان گفت که انجسامی در آن احساس می شود. داستان بازی بسیار جذاب می باشد و بازیکن از همان ابتدا با هیجان آن را دنبال خواهد کرد و هم چنین در صورت درک موسیقی، این بازی تا مدت ها از ذهن شما خارج نخواهد شد. موسیقی متن این عنوان توسط Jack Wall (که هم چنین موسیقی Call of Duty: Black Ops II نیز کار وی می باشد)، Sam Hulick، Richard Jacques و David Kates ساخته شده است.
نمرات بازی تمامی زیبایی ها و عناصر منحصر به فرد آن را تایید می کنند. همان طور که قبل تر نیز گفته شد، Mass Effect در متاکریتیک ۹۱ از ۱۰۰ را بدست آورد. هم چنین نمرات: Gameinformer: 9.75/10, Gamespot: 9/10, Official Xbox Magazine: 10/10, Gametrailers: 9.6/10, Eurogamer: 8/10 قابل توجه می باشند. اثر جرمی در رسانه ها حواشی زیادی داشت و هم چنین نقد های منفی ای از آن منتشر شد.
Mass Effect 2 | Illusive Man
خیزش حماسه | Mass Effect 2
اثر جرمی ۲ در ۲۶ ژانویه ۲۰۱۰ برای Xbox 360 و PC عرضه و نسخه PS3 در ۱۸ ژانویه ۲۰۱۱ با یک سال تاخیر منتشر شد. Mass Effect 2 را می توان موفق ترین بازی این سه گانه دانست. می خواهم این بازی را طوری وصف کنم که آن را درک کنید… سری فیلم های جنگ های ستاره ای (Star Wars) را در نظر بگیرید. وقتی در دنیای این سری قدم می گذارید و به بررسی آن می پردازید، عشق و علاقه را در تک تک جزئیات و عناصر داستانی مشاهده می کنید، این چیزی بود که Bioware می خواست و علاقه سازندگان و هیجان آن ها را در هنگام ساخت، با پیشرفت در بازی Mass Effect 2 می توان فهمید.
بازی از آنجایی شروع می شود که شپرد و خدمه اش در کهکشان راه شیری و برای یک ماموریت فرستاده شده اند. در اینجاست که فرمانده مورد حمله یک نژادی که در افسانه ها از آن ها سخن گفته می شد، یعنی Collector ها (جمع کننده) قرار می گیرد. Collector ها برای Reaper ها (دروگرها) کار می کنند. در نسخه اول، Reaper ها از نژادی روباتی با نام Geth استفاده کردند تا کهکشان را برای ورودشان آماده کنند. حال نوبت به Collector ها رسیده است که بسیار خطرناک تر و کشنده تر هستند. اتفاقاتی به دنبال آن می افتد و حال فرمانده قصه ما باید تیم خود را جمع کند و به نبرد با آن ها برود. جهان هم اکنون خطر Reaper ها را جدی تر می گیرید با اینکه بسیاری از نژادها و سران بر این باورند که این موجودات تنها یک افسانه هستند.
همان طور که گفته شد، Reaper ها هر ۵۰۰۰۰ سال به کهکشان می آیند تا تمدن های پیشرفته را از بین ببرند. آن ها که یک نژاد فوق پیشرفته و ترکیبی از موجودات ماشینی و زنده هستند، در فضای تاریک (به قسمتی از فضا گفته می شود که در آن ستاره ای وجود ندارد و یا به عبارتی فضای تاریک در میان کهکشان ها قرار دارد و آن ها را از هم جدا می کند) سکونت دارند. بهتر است به عبارت “فوق پیشرفته” بپردازیم. منظور از این عبارت، قدرت این موجودات است. تسلیحات جنگی آن ها و تعدادشان به قدری زیاد است که حتی ناوهای جنگی بزرگ از نابود کردن یکی از سفینه های آن ها عاجزند.
Mass Effect 2 | Garrus & Shepard
در مبارزات و گیم پلی بازی بهبودها و پیشرفت های زیاد و قابل توجهی دیده می شوند. سیستم پوششی و قابلیت های مبارزه ای پیشرفت داشته و با تنوع بیشتری از سلاح ها همراه هستیم. هم چنین هوش مصنوعی بازی بهتر از قبل عمل می کند و یاران شما در حین مبارزه پشتیبانی بهتری خواهند داشت. بغیر از تغییرات قابل توجه، پایه و هسته گیم پلی به بازی اول وفادار مانده است. در بازی حالت های مختلفی وجود دارد، شما می توانید در بازی یک سرباز (Soldier) باشید و یا نقش یک پیشقراقل (Vanguard) را بازی کنید. در تمامی حالت ها تجربه شما از بازی متفاوت خواهد بود. هم چنین می توانید اطمینان داشته باشید که هربار این بازی را دوباره شروع کنید، تجربه تان متفاوت خواهد بود و عنصرهای جدیدی از داستان و دنیای بازی را مشاهده خواهید کرد.
در قسمت دوم به ادامه توضیحات Mass Effect 2 و Mass Effect 3 می پردازیم. در ادامه می توانید اطلاعات خلاصه شده ای از تعدادی از نژادهای بازی را مشاهده کنید.
Asari
Asari: آن ها به عنوان قدرتمند ترینِ نژاد در کهکشان راه شیری شناخته می شوند. سیاره آن ها Thessia در سیستم Parnitha و سحابه Athena می باشد. Asari ها بخاطر دانش، سیاست و قدرت های Biotic شناخته شده هستند. این نژاد نقش مهمی را در سری و به خصوص قسمت سوم ایفا می کند.
Krogan
Krogan: این نژاد، تنها جنگ و مبارزه را می شناسد. حاصل پیشرفت های آنها در طول زمان، نبردی هسته ای در سیارشان و نابودی آن بود. بعد از آن وقایع، Krogan ها توسط Salarian ها (یکی دیگر از نژادها) کمک داده شده و با تغییراتی که انجام شد وارد جامعه کهکشانی شدند و از نظر قدرت نظامی پیشرفت زیادی داشتند تا به نبردهای Rachni پایان ببخشند. پس از این نبردها، Krogan ها تبدیل به یک تهدید برای کهکشان شدند و انقلابی راه انداختند که Turian ها (یکی دیگر از نژادها) را مجبور کرد تا Genophage (یک ویروس) را رها کنند که در نهایت باعث شد افزایش جمعیت این نژاد متوقف شود.
Turian
Turian: به خاطر قدرت نظامیشان شناخته می شوند و سومین نژادی بودند که پا به Citadel گذاشتند. پس از شکست دادن Krogan ها، آن ها در شورای Citadel مکانی گرفتند. Genophage در واقع یک سلاح بیولوژی ساخته شده توسط Salarian ها بود، اما این Turian ها بودند که این سلاح را راه اندازی کردند. محل سکونت اصلی آن ها سیاره Palaven می باشد.
Salarian: دومین نژادی که به Citadel آمدند، Salarian ها بودند. آن ها بسیار خونگرم و اهل سیاره Sur’Kesh هستند و به گونه ای فعالیت بیش از اندازه دارند؛ سریع فکر می کنند، سریع صحبت می کنند و سریع راه می روند. بخاطر این سرعت در انجام کارها، آن ها کم عمر می کنند و Salarian ای ۴۰ ساله چیزی کمیاب محسوب می شود.
واسه ی دیدن بقیش برو ادامه......... .
ادامه مطلب
[ سهشنبه 14 مرداد 1393 ] [ 10:01 ] [ overgameover ]
[ ارسال نظر(0) ]

مخفی کاری یکی از سبک هایی است که همیشه طرفداران مخصوص خود را داشته است این سبک در بازی های رایانه ای به دلیل نیاز به تفکر و چیدن استراتژی های خاص برای از بین بردن دشمنان جزو زیبا ترین سبک ها بوده است هرگاه سخنی از مخفی کاری بوده است فکر ما ناخود آگاه به سمت بازی هایی همچون Thief MGS و سری Splinter Cell می رود. در بازی های مخفی کاری شما نیاز دارید تا از فکر خود نیز بهره ببرید. گیمر دیگر قادر نخواهد بود که اسلحه را بر دستان خود بگیرد و دشمنان را با خاک یکسان کند و مرحله تمام!. در این سبک خلاقیت بالای گیمر و تمرکز بالا می تواند یکی از برگ های برنده در بازی باشد.جدا از این گونه مسائل بالاخره لذت بازی کردن بازی هایی در این سبک بسیار بالا تر از بازی های شوتر است.

سری بازی اسپلینتر سل در سال ۲۰۰۲ شاهد انتشار اولین نسخه از خود بود این بازی در ابتدا به صورت تقلید هایی کوچک از روی سری بازی متال گیر شکل گرفت و سپس سم شکل جدی تری به خودش گرفت و کم کم یوبی سافت با اضافه کردن المان های جدید و پیاده سازی خلاقیت هایی نو در بازی توانست سری اسپلینتر سل را به جایگاه واقعی خود برساند. داستان بازی اسپلینتر سل به مراتب ساده تر و گیرا تر از متال گیر بود زیرا کاراکتر اصلی فقط یک نفر بود سم! البته مقایسه ی این دو بازی کار درستی نیست زیرا هر دو بازی در سبک مخفی کاری بی نظیر هستند اما در این قسمت ما بر روی سری بازی اسپلینتر سل تمرکز کرده ایم و در قسمت های آتی در مورد متال گیر و بقیه بازی های در این سبک به بحث و بررسی می پردازیم.
Tom Clancy’s Splinter Cell

نسخه ی اول این سری بازی ها در سال ۲۰۰۲ برای Windows و xbox عرضه شد نسخه ی اول یا تولد این ژانر با استفاده از المان های موفق متال گیر و اضافه کردن چند ویژگی کوچک توانست یک بازی دیگر را برای این سبک به ثبت برساند موتور بازی UE2 بود که در آن زمان جزو بهترین انجین ها برای ساخت یک بازی زیبا بود استقبال از این بازی در آن زمان تقریبا کم بود اما سازندگان این بازی برای ادامه دادن به این نسخه برنامه های زیادی داشتند چرا که سم دارای پتانسیل بالایی چه از لحاظ داستان و چه از لحاظ گیرا بودن و قابل درک بودن داشت سم دارای لباس مخصوص خود و همچنین عینک دید در شب بود که باعث می شد احساس جذاب بودن بیشتری به کاراکتر بازی القا شود. نسخه ی اول بازی از لحاظ پیچیدگی های لازم در حد بسیار زیادی بود چرا که گیمر های مبتدی و تازه کار نمی توانستند آن را به خوبی درک کنند و این مسئله خیلی توانست خود نمایی کند و جزو یکی از ویژگی های خوب بازی بود و از همین رو این بازی مورد استقبال بسیاری از گیمر های هاردکور قرار گرفت.
Tom Clancy’s Splinter Cell: Pandora Tomorrow

پس از دو سال بالاخره ناشر و سازنده اسپلینتر سل نسخه جدیدی از بازی را ساخته و عرضه کردند در سال ۲۰۰۴ سم به میادین بازگشت اما این دفعه در اندونزی رفیق سایه ها درون اندونزی به دنبال هدف خود می گردد داستان بازی در سال ۲۰۰۶ روایت می شود و سم از طرف سازمان جاسوسی آمریکا قصد نفوذ به تشکیلات سازمان تروریستی را دارد که مخفی گاه اصلی آن ها اندونزی است.انجین به کار گرفته شده برای این بازی نیز همان UE2 تقویت شده می باشد. بازی با گیم پلی روان و گرافیکی متوسط طرفداران خاص خود را پیدا کرد از آن به بعد بود که یده های بعدی برای نسخه های بعدی در ذهن سازندگان شکل گرفت. سم متفاوت تر خواهد شد زیرا دیگر اسپلینتر سل از آب و گل در آمده است والمان های خاص خود را در بازی هایش به کار می برد.
Tom Clancy’s Splinter Cell: Chaos Theory

یک سال پس از فروش خوب اسپلینتر سل TC نسخه ی جدیدی از بازی را ساخت این بازی برای کنسول های Ps2 Xbox و Pc عرضه شد که بعد ها به صورت HD برای کنسول Ps3 هم عرضه شد. انجین سازنده ی بازی UE2.5 بود این نسخه از اسپلینتر سل برای اولین بار از RP استفاده می کرد از این بخش برای بهتر شدن فیزیک و طبیعی تر شدن آن در بازی استفاده می شود. همچنین در این نسخه از اسپلینتر سل حرکات مخفی کاری و هوش مصنوعی دشمنان پیشرفت بسیار چشم گیری داشت و در بازی NPC های زیاد و بیشتری حضور داشتند. همچنین این نسخه دارای مولتی پلیر نیز بود که بر جذابیت بازی اضافه می کرد.
Tom Clancy’s Splinter Cell: Essentials

در سال ۲۰۰۶ به فاصله ی بسیار کمی دو نسخه از اسپلینتر سل عرضه شد یکی از این نسخه ها به صورت انحصاری برای PSP بود و برای ساختن بازی سازندگان از موتور UE2 استفاده کردند البته این گرافیک این نسخه برای کنسول های PSPدر حد متوسط رو به بالا بود بازی دارای هشت مرحله اصلی بود و سه مرحله ی فرعی که با عنوان Bonus Mission در بازی شناخته می شوند این بازی زیاد مورد استقبال قرار نگرفت و نمره ی ۵٫۸ از ده را از سوی گیم اسپات دریافت کرد.
Tom Clancy’s Splinter Cell: Double Agent

این نسخه جزو یکی از زیبا ترین و محبوب ترین نسخه های اسپلینتر سل بود که توانست مخاطب های زیادی را جذب کند.این بازی دارای گرافیکی زیبا و قابل قبول بود و در سال ۲۰۰۶ فیزیک بازی یکی از بهترین ها بودگیم اسپات به این بازی نمره ی عالی را داد البته بر روی نسخه های ps2 x360 pc Ps3 نسخه Wii این بازی متوسط رو به پایین بود چون کنترل نا مناسب و سخت گرافیک خشک رنگ بندی نا مناسب و قدرت کم Wii باعث شدند که بازی بر روی Wii به صورت مناسب بهینه سازی نشود
Tom Clancy’s Splinter Cell: Conviction

پس از چهار سال غیبت سم در سال ۲۰۱۰ بازگشتی شکوه مند از سم را شاهد بودیم بازگشتی که خیلی ها را خوشحال کرد این بار سم دیگر برای سازمان جاسوسی کار نمی کند و دنبال انتقام است دختر او یعنی سارا در حادثه ای جان خود را باخته است و سم به دنبال دلیل این حادثه است در حین بازی سم متوجه می شود که دخترش زنده است در بازی چالش های متفاوتی برای شما به وجود می آید در بازی هوش مصنوعی دشمنان شما بسیار عالی کار شدهع است و بازی سختی را شاهد هستیم کسانی که جزو دسته ی Casual باشند صد در صد سراغ این بازی نخواهند رفت بازی نیازمند تمرکز بالاست گرافیک بازی کمی تا قسمتی ضعیف کار کرده است و با UE2.5 تقویت شده ساخته شده است در بازی شما به هیچ وجه نمی توانستید سبک اکشن را پیش بگیرید چون تیر اندازی در بازی به قدری سخت بود که فقط برای سبک مخفی کاری استفاده می شد و در کل این بازی جزو یکی از زیباترین بازی های مخفی کاری بود و از گیم اسپات نمره ۸ از ده را دریافت نمود.
Splinter Cell:BlackList

نسخه ی جدید از این سری بازی که با حواشی بسیار زیاد روانه بازار شد و توانست نمرات خوبی را هم کسب کند اما از طرفی هم مخاطبان اصلی و همیشگی این بازی نتوانستند با این نسخه ارتباط خوبی برقرار کنند چرا که سم فیشر نه تنها سم فیشر قدیم نبود بلکه به یک رباط تبدیل شده بود و از سران هر دستوری که میگرفت را اجرا میکرد. اما گیم پلی بازی دچار تحولات خوب و مثبتی شده بود لباس های متفاوت سم و اسلحه های مختلف برای پیشبرد مراحل به جذابیت بازی اضافه میکرد. اما دیگر مخفی کاری در بازی حاکمیت نمی کرد و متاسفانه میدیدیم که همه ی مراحل با اکشن کامل تمام می شود و همین موضوع باعث شده بود سم فیشر به طور کلی در این بازی نابود شود.
این تصویر برای طرفداران SC فاجعه است!!!!!
[ سهشنبه 14 مرداد 1393 ] [ 09:57 ] [ overgameover ]
[ ارسال نظر(0) ]
برای بزرگنمایی برروی تصویر کلیک کنید
[ دوشنبه 13 مرداد 1393 ] [ 21:21 ] [ overgameover ]
[ ارسال نظر(0) ]

با ورود بازی Gears Of war به دنیای بازیهای رایانهای توسط شرکت Epic Games، انقلابی جدید در سبک سوم شخص به وجود آمد. بازی که تنها پس از مدت کوتاهی توانست عنوان یکی از پرفروش ترین بازیها را نصیب خود کند. بازی که با عرضه آن سیارهای جدید به نام Sera و دشمنان جدید بشری، Locust Horde را معرفی کرد و در پی آن، قهرمان جدید به نام Marcus Fenix با اندامی ورزیده، صدای خشن و صورتی پر از زخم و رنج را وارد این دنیای مجازی کرد. شخصیتی جدید که شاید تا مدتها در ذهن تمام گیمرها بماند.
مقدمه
سری بازی Gears Of War به حق، به خوبی از حدکثر توان موتور Unreal استفاده کرد و با خلق محیطها، شخصیتها و گیم پلی زیبا جای خود را در میان رقبای خود به راحتی باز و تا حد بسیار زیادی تثبیت کرد. Gears Of War توانست با آوردن کاور گیری در بازیهای رایانه ای انقلابی را ایجاد کند که امروزه در بیشتر بازیهای بزرگ دنیا و مخصوصا بازیهای سوم شخص این امر را میبینیم. حالا میخواهیم مروری بر ۴ نسخه امده از بازی بکنیم تا بیشتر با این بازی انقلابی آشنا شویم.
ریشه های داستان



تاریخ انتشار (میلادی): ۰۷ Nov 2006


تاریخ انتشار (میلادی): ۰۷ Nov 2008







[ دوشنبه 13 مرداد 1393 ] [ 21:16 ] [ overgameover ]
[ ارسال نظر(0) ]
سری Call Of Duty دیگر تبدیل به یک فرنچایز سالیانه شده است و این سال هم Call Of Duty: Advanced Warfare جلودار این فرنچایز است تا شاید بتواند ضعیف ترین عنوان سری Call Of Duty یعنی Call Of Duty: Ghosts را از خاطره ها کمرنگ تر کند. امسال Activision تصمیم گرفته است تا به یک شرکت جدید روی دهد تا بازی خود را با وسواس تمام بسازد، بله این اولین تجربه ی Sledgehammer در ساخت یک عنوان Call Of Duty می باشد. پر فروش ترین عنوان شوتر این بار تصمیم گرفته است تا استودیوی خود را به تصویر بکشد و از این استودیو یک معرفی داشته باشد.
این اولین نسخه از Call Of Duty می باشد که بر روی نسل بعدی و یا نسل حاضر کنسول ها یعنی نسل هشتم منتشر می شود. البته نسخه های نسل هفتمی هم در دست ساخت هستند که به کیفیت نسخه های دیگر نیستند. این بازی ۴ نوامبر ۲۰۱۴ منتشر خواهد شد و با موتور In-house engine ساخته خواهد شد.
واسه دانلود برو ادامه ی مطلب................
ادامه مطلب
[ دوشنبه 13 مرداد 1393 ] [ 20:33 ] [ overgameover ]
[ ارسال نظر(0) ]
Sniper Elite III یک عنوان شوتر تاکتیکی می باشد که شما در آن باید از مغز و استعداد خود استفاده کنید و توسط دشمنان دیده نشوید، همچنین آن ها را از دور مورد حمله قرار دهید. این بازی توسط Rebellion Oxford با استفاده از موتور Asura ساخته شده است و کار انتشار این بازی بر دوش ۵۰۵ Games بوده است. این عنوان که ۱ جولای منتشر شده است برای کنسول های نسل هشتم و هفتم و PC در دسترس است.
این بازی بعد از انتشار خود با هجوم و معرفی DLC های جدیدی مواجه شده است که از آن ها می توان به DLC کشتن هیتلر یا Kill Hitler اشاره کرد. شرکت سازنده یعنی Rebellion تصمیم گرفته است تریلر جدیدی منتشر کند و به معرفی یک DLC جدید بپردازد. این بار در این تریلر شما باید چرچیل انگلیسی را نجات دهید. این DLC نام Save Churchill را به خود اختصاص داده است. در ادامه می توانید تریلر معرفی این بسته ی الحاقی را مشاهده کنید.
میخوای دانلود کنی پس برو ادامه ی مطلب................
ادامه مطلب
[ دوشنبه 13 مرداد 1393 ] [ 20:30 ] [ overgameover ]
[ ارسال نظر(0) ]
سری Far Cry یکی از بهترین جهان آزاد های ماجراجویی می باشد، شاید اولین دلیلی که این بازی به جای امروزی خود رسید این بود که آن ها بازی خود را با دوربین اول شخص منتشر کردند و سنت های قبل از خود را شکستند ولی از گیم پلی این بازی نمی توان رها شد. هر سه نسخه ی منتشر شده از این بازی گیم پلی بسیار سریع و خوبی داشته است و هر نسخه هم در حال بهبود می باشد. حالا نوبت Ubisoft رسیده است تا شانس خود را باری دیگر با Far Cry 4 امتحان کند.
بازی در Kyrat سپری می شود، جایی که زیر دست دیکتاتور مخوف Pagan Min اداره می شود. آیا تا به حال به این فکر افتاده اید که این دنیا چگونه خلق شده است؟ خب سازندگان بازی قصد دارند به شما نشان دهند. تماشاگر یک سفر خطرناک از سازندگان بازی باشید که به طراحی این دنیا انجامید.
برای دانلود برو ادامه.............
ادامه مطلب
[ دوشنبه 13 مرداد 1393 ] [ 15:10 ] [ overgameover ]
[ ارسال نظر(0) ]
هیچ به این موضوع فکر کرده اید که اگر اساسین کرید در قرن ۲۱ و در دنیای واقعی وجود داشت چه اتفاقی می افتاد ؟ دیگر لازم نیست فکر کنید در ویدئوی که در این قسمت برای شما آماده کرده ایم می توانید مشاهده کنید که چه اتفاقاتی رخ می دهد !
این ویدئو در ۳ دقیقه و نیم و توسط devin graham تهیه شده است که در ادامه می توانید مشاهده و یا دانلود کنید
برو ادامه ی مطلب..............
ادامه مطلب
[ دوشنبه 13 مرداد 1393 ] [ 15:01 ] [ overgameover ]
[ ارسال نظر(0) ]








































