Kinect Adventures
روی تمام پک های کینکت بازی اورجینالی به نام kinect adventures موجود هست که درون اون ۵ بازی کوچک وجود دارد که یکی از قشنگ ترین آنها قایق سواری هست که میتوانید ۲ نفره هم بازی کنید. البته بازی میتونه pal یا J باشه که در حقیقت free هست و روی تمام کنسول ها کار میکنه.
kinect adventures یکی از بازی های پرطرفداری هست که توسط مایکروسافت ساخته شده و تقریبا تمام کسانی که کینکت رو خریدن این بازی رو هم بازی کردن چون این بازی به صورت پیش فرض روی کینکت به فروش میرسد. یکی از نکات جالب این بازی عکس گرفتن در هنگام انجام حرکات هست و زمانی که بازی به پایان میرسد معمولا ۴ الی ۵ عکس رو به شما نشان میدهد که در هنگام گرفتن امتیاز یا پریدن هستید.
بازی های این بازی معمولا ۲ نفره هست و اگر میخواهید به صورت مسابقه ای با آن بازی کنید باید حدود ۴ مرحله رو پشت سر بزارید و امتیاز کسب کنید و در آخر فرد برنده اعلام میشود.
بازی های دیگر هم به این صورت هست ، همچنین اگر شما در ابتدا ۱ نفره بازی کردید و به مرحله ۲ رسیدید و دوستتون یا بردارتان جلوی کینکت آمد و خواستید آن هم بازی کند ، کنسول به صورت اتوماتیک آن را وارد بازی میکند و میتوانید ادامه مرحله را با آن بروید و دیگر لازم خارج بشوید و گزینه ۲ نفره رو انتخاب کنید ، در حقیقت کار خیلی ساده شده و کافی است نفر دوم وارد بازی شود و بازی ۲ نفره میشود.
همچنین اگر در هنگام بازی از جلوی کینکت بیرون بروید بازی به صورت اتوماتیک روی حالت ایست میره و تا زمانی که جلوی آن نیاین بازی شروع نمیشود.
مشخصات بازی
- نام kinect adventures
- نوع : ورزشی و امتیازی
- قابلیت ۲ نفره
- قابلیت ۲ نفره از طریق ایکس باکس لایو و آنلاین
- تصویر ۱۰۸۰P
- پشتیبانی از Dolby
- موتور گرافیکی UNREAL
- حجم ذخیره ۲ مگابایت
- شرکت مایکروسافت
[ دوشنبه 13 مرداد 1393 ] [ 13:56 ] [ overgameover ]
[ ارسال نظر(0) ]
کینکت را میتوان به عنوان یک وسیله جانبی برای کنسول بازی ایکس باکس نام برد که شاید بزرگ ترین وسیله جانبی تاریخ کنسول ها باشد که با ادغام آن با کنسول ایکس باکس به کل روند بازی شما عوض میشود. همانطور که میدانید کینک از حدود ۲ سال پیش با نام پروژه ناتال معرفی شد و حدود ۴ ماهی میشود که آن منتشر شده و در بازار ایران هم بلافاصله به فروش رسید.
قیمت های اوایل و حدودی کینکت در ایران حدود ۳۸۰ تومن بود که تا الان به حدود ۲۳۰ تومن رسیده است ، البته قیمت جهانی آن حدود ۱۴۹ دلار هست که قیمت ۳۸۰ در اوایل بسیار غیر منطقی به نظر میرسید.
اگر شما در قبل با دستگاه موو یا کنسول wii کار نکرده اید و اولین بار است که کینکت را امتحان میکنید بسیار و بسیار برایتان شگفت انگیز است ولی کسانی که با بازی های موو و ویی بازی کردند به اندازه آنان که موو و wii رو امتحان نکردن کینکت برایشان شگفت انگیز نیست.
برای استفاده از کینکت به این لوازم احتیاج دارید:
- یک عدد کنسول ایکس باکس با آخرین آپدیت
- یک عدد کینکت
- یک بازی مخصوص کینکت که در بالای بازی های مخصوص کینکت آرم کینکت به صورت بنقش مشخص شده است (البته بعضی از بازی ها تا قسمتی از کینکت پشتیبانی میکنند)
- قد حداقل ۱ متر !
- و در نهایت فضای حداقل ۲ متری و ۳ متری برای ۲ نفره
توحه کنید که خیلی ها پرسیده اند که آیا تلویزیون هم باید با کینکت همخوان باشد که در پاسخ میگوییم تلویزیون هیچ تاثیر فنی روی بازی و کینکت نمی گذارد و با هر مدلی میتوان بازی کرد. همچنین در اوایل بعضی از کسبه ها و خیلی از فروشگاه های داخل ایران کینکت رو بدون بازی و آداپتور به فروش میرسونن که باید توجه داشته باشید کینکت بدون آداپتور مخصوص و کابل USB برای مدل فت کار نمیکند.
کنسول های ایکس باکس به صورت عادل دارای ۳ درگاه USB هستند که در مدل فت هر ۳ این درگاه ها مانند هم هستند که ۲ عدد آن در جلوی کنسول و یک عدد پست کنسول و بالای اترنت قرار دارد ولی در کنسول های جدید ایکس باکس که اسلیم نام دارد این درگاه USB که در پشت کنسول قرار دارد کمی تفاوت دارد و فقط USB مخصوص کینکت به آن متصل میشود. پس برای آنکه کابل USB کینکت را به کنسول فت متصل کنید باید تبدیل آن را داشته باشید که در پک های کینکت باید وجود داشته باشد.
اگر شما نه کنسول ایکس باکس را دارید و نه کینکت توصیه میکنیم باندل کنسول ایکس باکس اسلیم به همراه کینکت را خریداری کنید که در این باندل و پک هر ۲ دستگاه موجود هست و به صرفه تر است.
بعضی ها میگویند که دستگاه موو شرکت Sony که برای ps3 ساخته است موفق تر است چرا که دارای دکمه های فشاری هست و شما میتونید آنها را لمس کنید ، ولی خب xbox هم میتواند یک دسته کوچک و قابل الحاق با کینکت را منتشر کند که مزایای دستگاه موو را بیفزاید.
پس میتوان گفت کینکت پتانسیل بیشتری نسبت به موو دارد و بهتر میتواند رقابت کند ، چرا که خیلی ها از دسته و کنترل بازی ها خوششان نمی آید و به خاطر همین به سمت بازی های رایانه ای نرفته اند و میخواهند خودشان کنترلر بازی شوند که کینکت آن را میسر کرد.
بازی های مخصوص کینکت
ما در این قسمت قصد داریم حدود ۷ بازی مخصوص کینکت رو به شما معرفی کنیم که تا الان بهترین بازی های کینکت هستند و همان موقعه انتشار دستگاه کینکت منتشر شده اند. به دلیل آنکنه هنوز مدت زیادی از زمان عرضه کینکت نمیگذرد ، بازی های خیلی خوبی برای آن پیدا نمیشود و شاید بشه گفت فقط ۲ یا ۳ تا از بازی ها بهترین بازی های موجود کینکت هستند.
[ دوشنبه 13 مرداد 1393 ] [ 13:55 ] [ overgameover ]
[ ارسال نظر(0) ]
[ یکشنبه 12 مرداد 1393 ] [ 21:52 ] [ overgameover ]
[ ارسال نظر(0) ]
علی رغم نمرات نه چندان جالبی که Dead Island: Riptide از طرف منتقدان دریافت کرد ، ولی به نظر می رسد که زامبی ها هنوز هم محبوبیت بسیار بالایی نزد گیمرها دارند. چرا که ناشر این سری یعنی Deep Silver اعلام کرده است که سری Dead Island همچنان دنباله هایی خواهد داشت.
Guido Eickmeyer کارگردان خلاق Deep Silver در گفتگویی با سایت Reddit اعلام کرده است :
من نمی توانم انتظار این را داشته باشم که ساخت این سری در این نقطه متوقف شود.
قسمت اول Dead Island در سال ۲۰۱۱ منتشر شد و امسال نیز شاهد عرضه ی Dead Island: Riptide بودیم و وقتی که از Guido Eickmeyer در مورد امکان ساخت قسمت سوم سوالی پرسیده شد ، پاسخ او به طرفداران علاقه مند مثبت بود اما از ارایه هرگونه جزییات بیشتر خودداری کرده است.
او در این مورد اظهار داشته است :
من فقط می توانم به شما بگویم که کمی بیشتر صبر کنید و سپس برخی از چیز هایی واقعا خوب در مورد Dead Island نشان داده خواهد شد.
جدیدترین قسمتی که از این سری در حال ساخت است عنوان Dead Island: Epidemic می باشد که در سبک MOBA ( مبارزاتی در سبک مولتی پلیر آنلاین ) خواهد بود.
TechLand که سازنده ی سری Dead Island می باشد ، هم اکنون بر روی بازی Hellraid کار می کند.
[ یکشنبه 12 مرداد 1393 ] [ 21:50 ] [ overgameover ]
[ ارسال نظر(0) ]
چقدر بد است وقتی که انتظار داری به پایان خوش ماجرا رسیده ای اما در اصل، آغازی دردسر زا در پس این پایان در انتظارت است. اصرار، سماجت و بی قانونی مردگان متحرک، شما را به آغازی دعوت کرده تا پایان زیبا و دلچسب حاصل از گریز از جزیره ی Banoi را به باد فراموشی بسپارید. جزیره ی مرده ی دیگری در انتظارتان است….
نام: Dead Island: Riptide
سازنده: Techland
ناشر: Deep Silver
سبک: Action / Zombie Bash’em Up / Survival
پلتفرم: PC / X360 / PS3
سال ۲۰۱۱ بود که به همت Techland و Deep Silver یک IP جدید متولد شد که با نمایش جدیدی از خلاقیت در یک بازی open world، موفق شد به فروشی قابل قبول برسد و متای خود را در بهترین شرایط، به عدد ۸۰ در بهترین شرایط برساند. اما آنچه که یک ریسک برای سازندگان تلقی می شد، سبک این بازی بود؛ چرا که ژانر هایی با محوریت زد و خورد محض به دید بسیاری خوش نمی آید؛ در اثبات این موضوع می توان آغاز نمرات این بازی از ۳/۱۰ الی ۹/۱۰ را مثال زد که از سوی سایت های مورد تایید متاکریتیک و رده بندی بازی ها، اعطا شد.
داستان نسخه اول به گونه ای بود که اکثریت را به این تفکر واداشت که اولین و آخرین Dead Island را تجربه کرده اند اما این گمانی مورد تایید صاحبان این IP نبود. سال گذشته Dead Island: Riptide تایید شد تا به عنوان دنباله نسخه ی اول، باری دیگر جزیره ی مرده را ملاقات کنیم. همین اشاره کوچک به داستان Riptide کافی بود تا به حضور شخصیت های اصلی نسخه ی قبل در این بازی، گمان زد که البته این حدس، خیلی سریع به تایید سازندگان رسید.
این بار Riptide شما را در مقابل زامبی های منحوس قرار می دهد، جریان و خروش آب را دشمن تازه ی خود بدانید…
جزیره ی همچنان مرده
اگر داستان نسخه نخست را ندانید، قطعا در ایجاد ارتباط با Dead Island: Riptide به مشکل بر خواهید خورد. از این رو در آغاز بازی Purna (یکی از شخصیت های مونث بازی) با همان صدای نسبتا خشنش چگونگی گرفتاری در جزیره Banoi و اتمام نبرد در این جزیره و فرار از آن جا را روایت می کند. در همین ابتدای کار با یک اسپویل بی نظیر مواجه می شوید؛ خیلی زیباتر بود تا در موازات روند بازی با فلش بک ها و دیالوگ ها به داستان نسخه ی قبل اشاره شود، کاری که عدم رخدادش را به راحتی می توان رو حساب کم کاری داستان نویسان گذاشت.
سوار بر یک کشتی نظامی، در حین فرار از Banoi نفرین شده هستید و به خیال خود به دردسر ها این طلسم، پایان داده اید اما آب و باد و مه همه در کارند تا مکافاتی تازه را تجربه کنید. در حالی که چهار شخصیت نجات یافته از نسخه پیشین در زندان این کشتی به سر می برند، شخصیت جدیدی به نام John Morgan مفتخر به آشنایی با این چهار نفر می شود، جان آشپز این کشتی نظامی بود که از چندان احترامی از سوی همسفرانش برخوردار نیست. پس از سرگیجه ای مشکوک چشمانتان را باز می کنید و فقط تنهایی و تاریکی و سکوت را می یابید. چند قدم جلوتر می روید و سرباز هایی را می بینید که تبدیل به زامبی شده اند. فقط یک هدف: فرار و بقا. به لطف چندی از دوستان مسلح بر اوضاع مسلط می شوید لاکن طوفان کشتی تان را به صخره ای می کوباند و…
صبح روز بعد در ساحل و در کنار چندین جنازه به هوش می آیید؛ اینجاست که جزیره ی Palanai به شما خوش آمد می گوید و به تلاش برای بقا دعوتتان می کند.
داستان بازی شروعی مشابه نسخه قبل دارد و در آغاز، تظاهر به گنگ بودن دارد. داستان بازی با جهت شخصیت پردازی و حضور تام شخصیت قسمت های پیشین، تکرار و تاکیدی از قسمت اول جزیره مرده است و این مورد، قطعا برای کسانی که سابقه ی تجربه ی نسخه اول را دارند، چندان خوشایند نیست. حضور نه چندان پر رنگ سایر شخصیت ها در روند و پیشرفت داستان، بهانه ای است تا داستان DI: Riptide را به تک شخصیتی و تک محوری بودن داستان محکوم کنیم.
قصه ی معروف زامبی کُشی
روند بازی جزیره ی مرده به گونه ای است که به خواست هر کسی خوش نمی آید و تنها آن دسته از بازیبازانی که به دنبال خون و خونریزی هستند، با اکشن این بازی ارتباط برقرار می کنند. شاید چندان صحیح نباشد تا بخواهیم Dead Island را در زمره ی بازی های ترسناک قرار دهیم چرا که تنها حضور زامبی ها، شباهت این بازی با بسیاری از عناوین ترسناک را رقم زده. از این رو ذهنیت این موضوع که بسیاری از استاندارد های سبک ترس را در این بازی مشاهده کنید را نداشته باشید چرا که DI: Riptide تنها در القای حس بقا و زامبی کُشی معطوف است. محوریت اکشن بازی در بهره گیری از سلاح سرد می باشد و در اندک مراحلی، قابلیت استفاده از تفنگ هم میسر می شود که البته بسیار محدود است. همچون نسخه ی قبل، اسلحه های سرد مشمول استحلاک می شوند و ارتقا و ترمیم آن ها، امری رایج است. از این رو قابلیت حمل چند سلاح بطور همزمان نکته ای مثبت در راستا تلقی می شود. سازندگان با پیاده سازی این دو سیستم سعی داشته اند تا بازیباز را وادار به تجربه ی اکشن بازی با سایر اسلحه ها کنند اما وفور پول ]در مقام پوینت[ که به کمک ترمیم اسلحه ها می آید، عملا این سیاست را خنثی کرده است. از آغاز تا پایان بازی، مراحل بازی بر این فرمول پیاده شده اند که ابتدا با استفاده از وسیله نقلیه و منطقه مد نظر برسید و زامبی ها سر راه و متمرکز در محوطه مورد نظر را بکشید و ماموریت را به اتمام برسانید؛ این شیوه با توجه به مدت زمان گیم پلی بازی که چندان کم هم نیست، ضمن فیزیک نه چندان جالب بازی حین سلاح سرد، با کمبود سلاح گرم ترکیب شده تا بتوانیم بازی را به عدم تنوع مراحل محکوم کنیم.
اما برسیم به هوش مصنوعی بازی که همچون نسخه قبل، تحسین برانگیز نیست و باهوشی افراطی زامبی، به اصالت و تعریف ها از این موجودات احمق، طعنه زده است. یکی از عوامل موفقیت این بازی محیط open world آن بوده که در این بازی آنطور که باید ایفای نقش نمی کند مگر در استفاده از وسایل نقلیه و مزاحمت بوجود آمده از زامبی ها در مسیر ها و اندک مراحل فرعی نه چندان با ارزش. اما جالب آن است که اگر در محوطه ای را پاک از هرگونه زامبی کنید و پس دو دقیقه به آنجا بازگردید، باز هم ضیافت زامبی ها را شاهد خواهید شد. نوار محدودیت انرژی هم در بازی تعبیه شده تا ضمن پایبندی به اصول، در ایجاد حس دلهره و البته بقا، نقش بسزایی داشته باشد. HUD هم از ارکان بازی های دنیای آزاد شده و DI: Riptide هم از این قاعده مستثنی نشده است. سیستم چک پوینت بازی هم به طرز عجیبی پیاده شده؛ اگر در حین نبردی ناکام شوید، در حالی که انتظار دارید تا از آخرین چک پوینت کار خود را آغاز کنید، دقیقا از همان جایی که بوده اید بازی شروع می شود و حتی تعداد زامبی هایی هم که کشته اید، در زامبی های پیش رویتان کسر می شود؛ این سیستم در خلاف تعریف بازی های ویدئویی و ایجاد چالش قرار گرفته که به صراحت می توان آن را یک ایراد محوری خواند.
جا دارد تا از دردسر استفاده از وسایل نقلیه هم یادی کنیم؛ به خصوص استفاده از قایق ها که زامبی به راحتی از آن بالا می آیند و شما را وادار به توقف می سازند؛ هر چند این عامل در القای حس دلهره جهت مثبتی دارد، اما باز هم از دیدگاه هوش، در برابر تعریف زامبی قرار می گیرد.
این را هم باید عارض شد که اگر به خاطر بخش چند نفره این بازی قصد خرید آن را دارید، سریعا از این تصمیم صرف نظر کنید چرا که این بخش تنها به یاری نکات منفی بازی می شتابد.
امواج پر خروش آغشته به خون
متاسفانه موتور گرافیکی که Techland در عناوین اخیر خود از آن بهره برده، تحسین چندانی را به سمت خود جلب نکرده است. پیش عرضه ی Riptide سازندگان بر این وعده بودند که از حداکثر قدرت این موتور گرافیکی بهره خواهند برد اما همانگونه که انتظار می رفت، ماکزیموم این قدرت تاب مبارزه با سایر رقبایش را ندارد. بازی با توجه به محیط وسیعی که دارد، از گرافیک فنی و بافت های نسبتا با کیفیتی بهره می برد اما به دلایل بسیاری، بایست ضمن تعریف از طراحی ها هنری بازی، اتمام تحسین از شاخص گرافیک این بازی را اعلام کرد. باگ گرافیکی همچنان یار و یاور Dead Island هستند و در این نسخه، افراط دیده می شود از جمله فرورفتن اشیا در یکدیگر یا استفاده از نردبان بصورت مضحکانه. فیزیک بازی هم مانند نسخه قبل امکان برداشت و پرتاب بسیاری از اشیا را به شما می دهد اما استفاده از این جنبه ی فیزیک بازی، جز تفنن و اتلاف وقت نیست. خوش اقبال بودیم که بازی اول شخص است وگرنه فیزیک فوق العاده بد بازی از جهت حرکت اعضای کارکتر ها، بشدت آزار دهنده واقع می شد. چرا که این فیزیک خشک حتی در دمو های بازی قابل مشاهده است چه برسد به مواقع In-Game. سطح کیفی پایین حرکت اعضای صورت شخصیت ها به هنگام صحبت کردن، از سایر نکات آزار دهنده بازی در بخش گرافیکی است.
البته شرایط جوی جزیره ی Palanai باران های بسیاری را به ارمغان آورده که ضمن رود بزرگ موجود در این جزیره، افکت آب و باران را در این بازی، از عوامل قابل تجلیل این شاخص معرفی کرده است.
وقتی حرف از خونریزی و زامبی کُشی می شود، صدای شکستن استخوان های زامبی ها یکی از رکن ها می شود که در این بازی هم رعایت شده. موسیقی بازی هم حال و هوای شرقی و دلهره ای خود را حفظ کرده اما در بخش صداپیشگی کاراکتر ها، بایست اعتراف کرد که Riptide یکی از بدترین بازی هاست اما در مقابل، صداگذاری محیط و بهره گیری از جزئیات بالای جزیره، تحسین را ممکن می سازد.
و…
و این که ای کاش سازندگان از اشتباهات خود در نسخه ی قبلی درس می گرفتند تا ضمن شکست در عرضه ی نسخه دوم، خاطرات ما را با اولین Dead Island و برخی ایده های خلاقانه اش، بر باد ندهد. سخت است که انجام یا عدم تجربه ی این بازی را پیشنهاد کرد اما تنها می توان گفت که اگر از آن دسته کسانی هستید که چندان رابطه ی خوبی با زامبی ها ندارید، به هیچ عنوان سمت Dead Island: Riptide نروید چرا که رابطه تان را با زامبی ها بد تر می کند!
پست های مرتبط
[ یکشنبه 12 مرداد 1393 ] [ 21:49 ] [ overgameover ]
[ ارسال نظر(0) ]
بر خلاف اکثر بازی هایی که امروزه ساخته می شوند و در آن ها شما شخصیت یا به قولی آدم خوبه بازی هستید،در بازی Deadpool داستان فرق میکند.در این بازی شما کنترل یک ضد قهرمان صد البته شوخ طبع را بر عهده میگیرید بنابراین احتمال وجدان درد گرفتن در حین بازی زیاد است.در رابطه با Deadpool باید گفت که او یکی از محبوب ترنی شخصیت های کمیک در سراسر جهان است.همچنین این اولین بار نیست که با این شخصیت در بازی های رایانه ای روبرو می شویم؛بلکه او پیش از این در بازی هایی مانند X-Men Legends II: Rise of Apocalypse و یا Marvel: Ultimate Alliance نیز حصور داشته است. داستان بازی به زمانی بر می گردد که Deadpool ماموریتی مبنی بر کبه قتل رساندن یک گزارشگر اخبار به نام Chance White بر عهده می گیرد.دلیلش هم آن است که شبکه ای که این گزارشگر در آن کار میکند برنامه به نام Jump the Shark می سازد که در آن شخصیت های معروف باید از روی استخری مملو از کوسه های درنده بپرند.علاوه بر این،داستان حول شخصیت هایی مانند Mister Sinister و کارهای او برای به وجود آوردن دسته ای موجودات جهش یافته نیز می گردد.با توجه به اعلام شرکت سازنده در بازی با شخصیت هایی مانند Domino, Wolverine،Cable, Rogue, Red Hulk نیز در بازی حضور خواهند داشت.
سیستم گیم پلی بازی هم با توجه به تریلر ها و توضیحات سازندگان جذاب هب نظر می رسد.در این بازی که در سبک Hack & Slash ساخته می شود، می توانید به ذرادخانه ای از تفنگ های مختلف،پتک ها و انواع شمشیر و اسلحه های لیزری و بسیاری دیگر دسترسی داشته باشید.جالبی سیستم بازی اینجاست که خود شخصیت Deadpool با توجه به نحوه بازی کردن بازیکن با او حرف هایی می زند و ممکن است حتی به او کنایه هایی هم بزند.علاوه بر این خود Deadpool در صورتی که در جایی گیر کنید و ندانید که چه کار کنید،شما را را هنمایی می کند و به شما می گوید که کجا بروید و چه دکمه ای را بزنید.زیربنای سیستم مبارزاتی بازی بر پایه استفاده از هم از شمشیر و هم از اسلحه است.به صورت استاندارد،Deadpool با اسلحه و شمشیر مجهز شده اما می تواند در طی بازی پتک و دیگر سلاح را نیز به کار بگیرد.اکشن بازی با توجه به سبک بازی بسیار سریع است و شما را خسته نخواهد کرد.فنون و کامبو هایی که در بازی جاگذاری شده اند به چالش برانگیزی بازی کمک بسزایی کرده اند.
شخصیت پردازی در این بازی نیاز به خوب کار شدن دارد و با توجه به تریلر ها می توان گفت که این کار به خوبی انجام گرفته است.صداگذاری شخصیت Deadpool توسط Nolan Northانجام می شود.کسی که صدایش را در بازی هایی مانند سری Assassin’s Creed در نقش دزموند و در سری Unchartedدر نقش Nathan Drake شنیده ایم.پس نگران دیالوگ ها و برقرای ارتباط با صخیت بازی نباشید،چرا که صداگذاری ماهر در حال انجام این کار است.با توجه به تریلر های بازی می توان گفت که آقای نورت به خوبی از پس صداگذاری این شخصیت شوخ طبع کامیک های مارول بر آمده است.
گرافیک بازی به لطف موتور Unreal Engine 3 بسیار چشم نواز و زیباست.افکت خون ها و قطع شدن دست ها و پاها و غیره به خوبی از کار در آمده اند که باعث شده است تاثیر گذاری محیط و برقراری ارتباط با بازی و محیط آن بهتر باشد.البته قضاوت اصلی در رابطه با گرافیک بازی را تنها هنگام بازی کردن ان می توان کرد اما با توجه به تجربیاتی که با ساخته های High Moon Studios در سری Transformers داشتیم،میتوان گفت که گرافیک بازی هم به خوبی از کار در خواهد آمد.
Deadpool مخصوصا به خاطر شخصیت اصلی اش یکی از بازی های مورد انظار همگان مخصوصا در این دوره بی بازی ای خواهد بود.طبق روال هر ساله،با به پایان رسیدن امتحانات نوبت دوم،عرضه بازی ها نیز کم و کمتر می شود و با شروع مجدد سال تحصیلی مجددا شدت می گیرد و در امتحانات نوبت اول به اوج می رسد. بگذریم. به هر حال به توجه به اطلاعاتی که از این بازی در دست هست،میتوان انتظار یک بازی هیجان انگیز و خنده دار و صد البته جذاب را داشت.
گرافیک:
یکی از نقاط ضعف بازی گرافیک آن است. بازی های جدید اکتیویژن همانطور که میدانید هیچکدام دارای گرافیک خوبی نبودند و همه ی بازی هایی که در چند ماه توسط اکتیویژن عرضه شدند دارای گرافیکی افتضاح بودند از نمونه این کارها میتوانیم به TWD و F&F اشاره کرد.اما بازی Deadpool به لطف سازنده آن یعنی )HighMoon سازنده سری ترانسفورمر) با گرافیکی متوسط همراه بود.این بازی با موتور UE3 ساخته شده است.این موتور بازی سازی دارای کارنامه نسبتا درخشانی است بازی هایی همچونIGAU و MK و… همه با این موتور ساخته شده اند البته با این موتور بازی های متوسط و گاها بدی هم ساخته شده که تعداد آن کم تر از بازی هایی است که با این موتور ساخته شده و گاها شاهکار شدند.گرافیک Deadpool کمی خشک است ولی رنگ بندی های مناسبی در بازی وجود دارد. از آن جایی که این بازی باید روندی سرعتی را طی کند این موتور بهترین گزینه برای سازندگان بود چرا که بازی های سرعتی مانند مورتال کامبت نیز با همین موتور ساخته شده اند. تکسچر ها بازی بسیار بی کیفیت هستند و پس از مدتی گیمر ها را خسته میکند. در بازی گاها افت فریم هایی جزئی پیش می آید. در کل گرافیک بازی جای تعریفی ندارد و با مقایسه گرافیک این عنوان با سری ترانسفورمر میتوان این عنوان را ناکامی برای کمپانی HighMoon به حساب آورد.
گیم پلی:
میشه گفت یکی از جالب ترین قسمت های بازی همین گیم پلی است!در این عنوان ما با روندی سریع روبرو ایم المان های H&S در بازی حکمرانی میکند.در این بازی شما با نوعی متفاوت از H&S روبرو اید چرا که در این بازی توانایی های فراوانی خواهید داشت که در ادامه به بررسی آنها میپردازیم.در بازی شما با وسایل مختلفی مبارزات خود را پیش میبرید برای مثال شمشیر و اسلحه دو سلاح گرم و سرد را میتوانید در جنگ های خود به کار ببرید در بازی شما قادر به خرید آیتم های مختلف هستید حالا این آیتم ها میتواند سلاح گرم یا سرد باشد یا سلاح سبک و سنگین! بازی آزادی عمل نسبتا خوبی در مبارزات به شما میدهد شما میتوانید در بازی خودتان تصمیم بگیرید سرعت را در دستور کار خود قرار دهید یا قدرت و استقامت را این عمل با آپگرید های مختلف امکان پذیر است با این آپگرید ها در مورد سلاح ها و ویژگی های فردی Deadpool است برای مثال شما آپگریدی بر روی سلاح خود نجام میدهید که دمیج بیشتری از دشمنان بگیرد و یا سرعت سلاح خود را افزایش دهید.این نوع آپگرید را ما در بازی های دیگر هم دیده ایم برای مثال FC3 البته تفاوت های زیادی دارند ولی نوع باز شدن آپگرید شبیه به این بازی است وقتی یک آپگرید را اعمال میکنید ۲ الی ۳ آپگرید دیگر نیز در اطراف آن آپگرید Unlock میشود و شما میتوانید با امتیاز هایی که در بازی به دست می آورید این آپگرید ها را نیز اعمال کنید. در بازی شما با زدن فن های ترکیبی و جمع آوری سکه هایی که بر روی زمین است امتیاز کسب میکنید و این امتیاز ها را میتوانید در بازی برای آپگرید ها مصرف کنید در بازی شما با حرکات ددپول به وجد می آیید چون حرکات غیر منتظره در بازی کار Deadpool است. در گیم پلی قسمت پلتفرمینگ نیز وجود دارد و چون Deadpool یک نینجای ماهر است پرش های زیبایی را دارد.
موسیقی و صداگذاری:
این بخش در بازی دارای پتانسیل به مراتب بالا تری نسبت به گیم پلی است زیرا Deadpool بسیار شوخ است و شوخ بودن آن میتواند به بازی روح ببخشد! صدا گذار Deadpool صداگذار بتمن نیز بوده و به همین سبب تجربه لازم و کافی را برای صداپیشگی Deadpool داراست. در بازی دیالوگ های بسیار زیبایی را شاهد هستید که هر کدام میتواند به نوبه خود جذاب و شنیدنی باشد.در بازی دیالوگ هایی که بین Deadpool و دیگر شخصیت های دیگر رد و بدل میشود قطعا با شوخی های Deadpool همراه است! موسیقی بازی نیز متناسب با جو بازی تغییرات زیادی دارد برای مثال در حین جنگ موسیقی هایی با ریتمی تند پخش میشود و هیجان بازی را چند برابر میکند در کنار این تفاسیر موسیقی و صداگذاری بازی جای کار بیشتری داشت نه بر روی شخصیت ها ولی بر روی کیفیت صدای سلاح ها!
در آخر :
بازی Deadpool یکی دیگر از عناوینی بود که علی رغم پتانسیل فوق العاده و خوبی که داشت به دست اکتیویژن نتوانست خوب و در حد و اندازه های واقعی Deadpool ظاهر شود و کمپانی HighMoon این عنوان را تا حدی نجات داد تا مانند عناوین دیگر اکتی به طور کامل نابود نشود و جای کار داشته باشد!
[ یکشنبه 12 مرداد 1393 ] [ 21:47 ] [ overgameover ]
[ ارسال نظر(1) ]
سازنده:Ubisoft Paris ناشر:Ubbisoft پلتفرم:PC،PS3 و Xbox 360
مسئولان شرکت یوبیسافت،بالاخره پس از تاخیرهای فراوان عنوان اکشن Ghost Recon: Future Soldier را عرضه کردند و میتوان گفت که با استقبال خوبی از سوی منتقدین و گیمرها با انتشار این بازی مواجه شدند.مدتها بود که گیمرها یک اکشن تاکتیکی درست و حسابی و ناب تجربه نکرده بودند که به لطف Ubisoft توانستند یک چنین بازی را در Ghost Recon: Future Soldier تجربه کنند.
بمب دردسر ساز برای ارواح!
گروهی متشکل از ۴ نفر که Predator نام دارد جهت مسدود کردن راه قاچاقچیهای اسلحه به فرماندهی جو رامیز به نیکاراگوئه میروند تا با این قاچاقچیها وارد جنگ شوند.این گروه چهار نفره پس از ستیز با گروهی از این قاچاقچیها ناگهان با انفجاری سهمگین ناشی از بمبی عجیب و غریب منحل میشود و هر چهار نفر اعضای این گروه میمیرند.پس از آن گروهی دیگر با نام Hunter برای پیگیری این موضوع و پیدا کردن سازنده بمب و منبع این دردسرها به فرماندهی کاپیتان فرگوسن و دیگر اعضای گروه عملیات خود را برای پیدا کردن مقصر این انفجار آغاز میکنند.در ابتدای راه این گروه آنها وظیفهشان این است که یک قاچاقچی اسلحه را که به نظر میرسد در قضیه آن انفجار دستی داشته باشد را در بولیوی دستگیر کنند و آن را از چنگاه یک گروه شبه نظامی در بیاورند.پس از پیدا کردن این قاچاقچی اسلحه گروه Hunter موفق میشود اطلاعات بیشتری راجع به آن بمب که میتواند دردسرهای بزرگی درست کند به دست آوردند و این بار راهی زامبیا شدند.در طول گیمپلی بازی این گروه به کشورهای مختلفی سفر میکنند و در هر مرحله اتفاقاتی به وجود میآیند و اعضای این گروه اسناد و مدارک بیشتری به دست میآورند.پس از چندی تلاش و پشت سر گذاشتن مراحل مشخص میشود که مقصر اصلی و سازنده آن بمب عجیب و غریب گروهی شبه نظامی در روسیه هستند که بسیار هم تجدید قوا کردهاند و آماده نبر با هر دشمنی هستند.هدف جست و جوی اعضای گروه Hunter در بازی کاملا مشخص است و هیچ نکتهای در بازی وجود ندارد که نتوان دلیل آن را دانست.این گروه پس از اتفاق ناگهانی و عجیبی که برای گروه Predator سخت درگیر پیدا کردن مقصر این اتفاق بود و هیچ چیز نا مشخص دیگری در داستان بازی وجود نداشت.شیوه روایت داستان بسیار دلپذیر و عالی است و در پایان هر مرحله سوالات بسیار زیادی که برای بازیکننده به وجود میآیند باعث میشوند که بازیکننده همچنان اشتهای زیادی به ادامه بازی داشته باشد و از آن خسته نشود.امّا میشد که نکات دیگری هم در این بین در داستان بازی جای بگیرند و در کل داستان دارای موضوعات دیگری هم باشد.داستان بازی خوب است امّا میتوانست بهتر از این چیزی که هست باشد و دارای پیچیدگیها و معمّاهای دیگری هم باشد اما به هر حال نمیتوان ایراد جدی دیگری به بازی وارد کرد.

ارواح باهوش!
گیم پلی Ghost Recon: Future Soldier یک سر و گردن از دیگر بخشهای بازی بالاتر است.خوب از آب در آوردن گیم پلی یک بازی اکشن تاکتیکی کار آسانی نیست و باید در آن بخشهای زیادی قرار داد تا یک گیمپلی ناب و عالی را شاهد باشیم.قابلیتهای زیادی در گیمپلی Ghost Recon: Future Soldier وجود دارند.برای مثال قابلیت دید مغناطیسی یک قابلیت جالب است که با استفاده از آن میتوان هر جسم فلزی را در فاصله کمتر از ۲۰ متر تشخیص داد که این قابلیت به قافلگیر کردن دشمنان کمک بسیاری میکند.و یا میتوان در مراحلی از بازی که مبنای آن پیش روی به صورت مخفیکاری است در یک لحظه چندین سرباز دشمن را از پای درآورد!به این صورت که هر کدام از همتیمیهای شما به انتخاب خود شما یکی از دشمنان را هدف میگیرند و با اولین شلیک از سوی شما تمامی سربازان دشمن در یک چشم به هم زدن نابود میشوند.میتوان گفت که Ghost Recon: Future Soldier یک بازی مبتکی بر تاکتیکها و حرکات گروهی است و بدون همکاری همگروهیهایتان نمیتوانید کاری انجام دهید و همواره باید با آنها هماهنگ و نزدیک آنها باشید.این یک نکته بسیار خوب بازی است و همکاری کردن با اعضای گروه لذت بسیار زیادی دارد و باعث میشود گیمپلی هیجان بیشتری داشته باشد.همچنین اگر کینکت داشته باشید نیز میتوانید فرصتی را برای بازی کردن با کینکت اختصاص دهید.هر چند زیاد تعریفی ندارد امّا برای خودش بسیار جالب و هیجانانگیز است!علاوه بر اینها مانند سیستمی که در بازی چرخهای جنگ وجود داشت همتیمیهای شما در صورت زخمی شدن شما میتوانند باعث بهبودی شما شوند.به طور کلی گیمپلی Ghost Recon: Future Soldier در کنار بخش چند نفره و آنلاین آن که میتوانید در آن با کمک دوستانتان مقابل دشمنان به جنگ و ستیز بپردازید یکی از بهترین بخشهای بازی هستند و گیم پلی Ghost Recon: Future Soldier بسیار قابل ستایش است.
همچنین هوش مصنوعی بازی نیز به توجه به مهم بودن کارهای گروهی در بازی بینظیر و است امکان ندارد کارهای عجیب و غریبی از سوی یارهایتان سر بزند؛مطمئن باشید!

ارواح زیبا!
گرافیک Ghost Recon: Future Soldier میتوانست خیلی بهتر از چیزی که هست باشد!موتوری که با استفاده از آن Ghost Recon: Future Soldier ساخته شدهاست نسخه بهینه شده YETI نام دارد که میتوان گفت توانسته گرافیکی خوبی را برای این بازی به ارمغان آورد اما گرافیک بازی کم و کاستیهایی هم دارد.ذرات خاک و تصویر بینظیری که از صحرا در بازی به چشم میخورد چشم بازیکننده را نوازش میدهد!امّا از آن طرف افت فریمها و باگهای ناجور گرافیکی بازی نیز چشم را اذیت میکنند!اشکالات گرافیکی بازی در اصل اشکالات فنی آن هستند و گرافیک هنری بازی بینظیر است و هیچگونه اشکالی ندارد امّا به وضوح میتوان ضعف فنی موتور YETI را در طول مراحل بازی حس کرد.
ارواح خوش صدا!
صداگزاری و موسیقی بازی هم از بخشهای خوب بازی است.برای مثال در مواقعی که در مراحل مخفیکاری بازی هستید و نیاز به تمرکز دارید موسیقی پخش نمیشود و تنها صدای محیط اطراف به گوش میرسد امّا در دیگر قسمتهای بازی موسیقیهایی قرار داده شدهاند.صدای سلاحهای بازی بسیار واقعی به نظر میرسند و حس واقعی حضور در میدان جنگ را به بازیکننده القا میکنند که این بینظیر است.همچنین صداپیشگی شخصیّتهای بازی نیز حرفی برای گفتن باقی نمیگذارد و آن هم بی عیب است.

در پایان باید گفت Ghost Recon: Future Soldier یک اکشن تاکتیکی با گیمپلی بینظیر و عالی استو تنها اگر دقت بیشتری در طراحی گرافیک و داستان بازی به خرج داده میشد این بازی هیچ عیبی نداشت؛اما به شخصه از بازی کردن Ghost Recon: Future Soldier لذت بردم و امتحان این بازی را به همه گیمرهای عزیز پیشنهاد میکنم!
داستان:۸٫۵
گیمپلی:۹
گرافیک:۷٫۵
صداگزاری و موسیقی:۱۰
امتیاز نهایی:۸٫۵
[ یکشنبه 12 مرداد 1393 ] [ 21:42 ] [ overgameover ]
[ ارسال نظر(1) ]
در زمانی که UBISOFT معروف ترین شرکت در میان بازیکن ها است , Rainbow Six و Ghost Recon و Splinter Cell جز بهترین بازی ها بین بازیکن ها است دیگر بازیکنی نمانده است که نام Thomas Leo Clancy Jr معروف به Tom Clancy به گوشش نخورده باشد. این نویسنده بزرگ در سال 1947 به دنیا آمد و یکی از بزرگترین نویسندگان عصر خود به شمار می آید که بیشتر برای بازی های اکشن می نویسد که او سری بازی های Rainbow Six و Splinter Cell را خلق کرده است. بازی Ghost Recon نیز جز بازی هایی است که او خلق کرده است.
اولین نسخه بازی, Tom Clancy's Ghost Recon بود که در سال 2001 منتشر شد که سال 2008 رو به نمایش در آورده بود که در آن روسیه و آمریکا به جنگ و جدال پرداخته بودند. 2 سال بعد از این نسخه , Desert Siege منتشر شد که در حقیقت یک نسخه الحاقی بود که در سال 2009 اتفاق می افتاد. در سال های بعد نیز یک سری نسخه برای کنسول های دیگر آمد که معروف ترین آن ها Tom Clancy's Ghost Recon 2 بود که به دلیل این که بسیار بد ساخته شده بود برای PC نیامد و سازندگان بازی از بازیکن ها عذرخواهی کردند و قول نسخه ای برتر برای PC را دادند.
Ghost Recon Advanced Warfighter® 2 به بازار آمد. این نسخه دارای گرافیکی نسبتا خوب و هوش مصنوعی ای برتر از نسخه قبل بود که به همین دلیل بازیکن ها را به سمت خود جذب کرد. بازیکن باز هم در نقش فرمانده گروه یعنی Michell است و 3 نفر دیگر نیز او را همراهی می کنند. امکانات بازی افزایش پیدا کرده است که معروف ترین آن ها ماشین Mule است که در طول بسیاری از مراحل بازیکن را همراهی می کند. داستان بازی در سال 2014 اتفاق می افتد که در آن گروه Ghost با شورشیان می جنگند که قصد اصلی گروه سرکوب کردن این شورشیان است.
بازی داستان چندانی ندارد ولی کلیات داستان بازی بدین شرح است :
سال 2014 است. سربازان اینده به جنگی دشوار تر از قبل بر می گردند , جنگی که در مرز جدید آمریکا و مکریکه . گروه Ghost اینبار با لوازم جدید وارد جنگ شدن ولی فقط 72 ساعت برای مقابله با دشمن و جلوگیری از ورود آن ها به خاک امریکا فرصت دارند . این کار که نبرد با گروهیه که به هیچ قانونی پایبند نیستند و برای رسیده به هدفشون هر کاری می کنند کار سختیه که باید توی 1900 مایل بخش مرزی بین این دو کشور انجام بشه و این کار فقط از دست گروه Ghost بر می آید ...
بازیکن بیشتر در محیط های کویری و گرم به سر می برد و به همین دلیل سازندگان بازی سعی خود را بر این داشتند که محیطی برای بازی طراحی کنند که به بازیکن حس گرم بودن هوا را منتقل کنند که تا حدودی نیز درکارشان موفق بوده اند . برای مثال وقتی بازیکن در محیط های گرم و طاقت فرسا به دور دست نگاه می کند موج گرما را مشاهده می کند که این نشان دهنده اوج گرما در این منطقه است.
در بازی وقتی اعضای تیم یا دشمنان می دوند هیچ گونه ردی از خود بر روی زمین باقی نمی گذارند که اگر در واقعیت این اتفاق بیافتد باید گرد و غباری تشکیل شود که نشان دهنده دویدن آن فرد بر روی زمینی است که از شن و ماسه پوشیده شده است و سازندگان بازی این نکته را فقط در فرود و یا پرواز هلی کوپتر ها به کار برده اند _ بازیکن پس از خروج از هلی کوپتر مشاهده می کند که هلی کوپتر باعث به وجود آمدن گرد غباری می شود که نشان دهنده ی وزش باد به وسیله پره های هلی کوپتر است _ .
نور پردازی بازی چندان هم خوب طراحی نشده است و بیشتر سعی شده که بر روی نور های طبیعی کار شود تا مصنوعی. نور خورشید به صورت زیبایی بر روی ابر هایی که در اسمان است تابیده شده است و چون در بیشتر مراحل بازی خورشید در حال غروب است , بازیکن با نگاه کردن به آسمان متوجه می شود که در یک قسمت آسمان نور خورشید _که تلفیقی از رنگ قرمز و زرد است_ به زیبایی بر روی ابر ها نمایان است ولی سمت دیگر تاریک است . متاسفانه نورپردازی بازی ان قدر ضعیف طراحی شده است که همه اجسام در بازی به صورت کدر به نظر می ایند و به همین دلیل بازی نمی تواند افکت های مربوط به آهن و ... را به خوبی منتقل کند.
در بیشتر مکان های بازی دود وجود دارد. در بازی وقتی نارنجک دودزایی در محیط بسته ای انداخته شود دودی که تولید می کند از سقف آن محل بسته عبور می کند که این یک عیب بزرگ برای بازی است که نشان دهند این است که دود ها حجمی ندارند و طراحی ای ضعیف دارند و یک اشکال بزرگ دیگرش این است که در بعضی مکان ها منبع دود مشخص نیست و بازیکن مشاهده می کند که از دیوار شکسته ای دود بلند می شود ! در مواقعی که تانک ها و یا نفربر های دشمن را نابود می کنید _اگر به صحنه نزدیک باشید_ در یک لحظه صفحه مملو از آتش می شود و سپس بازیکن تانک یا نفر بر را می بینید که ازش دودی غلیظ بلند می شود ولی بعد از مدت کوتاهی , مشاهده می شود که تانک یا نفر آتش گرفته است و فقط دوده رقیقی ازش بلند می شود.
اگر بازیکن از سلاح های دوربین دار استفاده کند قطعا بر روی لنز دوربین محیط پشت سرش را مشاهده می کند که این یک اشکال است چون سازندگان بازی باید به جای این که از Glass Reflection استفاده کنند باید از Lens Reflection استفاده کنند و محدوده ای که دوربین اسلحه می تواند ببیند را بر روی لنزش منعکس کنند.
در محیط های وسیعی که در بازی دیده می شود بازیکن متوجه می شود که اجسامی که در دوردست قرار دارند کم رنگ تر و تار تر از اجسامی هستند که در نزدیکش دیده می شوند این افکت _Depth of Field_ در بازی به وضوح دیده می شود ولی وقتی که با دوربین محیط رو نگاه می کنیم قطعا باید _با توجه به فاصله و قدرت عدسی_ محیط رو واضح تر ببینیم ولی سازندگان بازی برای جلو گیری از سنگین شدن موتور بازی این کار را انجام نداده اند.
موتور گرافیکی بازی همان موتور نسخه قبلی بازی است که ارتقاع یافته است. موتور بازی که Modified Unreal Engine V.2.5 نام دارد متاسفانه قابلیت Eye Adaptation را دارا نیست که این یکی از اشکالات بازی است. در کل بهتر بود که ساندگان بازی از موتور پیشرفته تری استفاده می کردند که متاسفانه این کار را نکرده اند.
در بین بازی مکالمه های کوتاهی بین Michell و همکارانش رد و بدل می شود که برای مثال می توان گفت که وقتی Michell در مکانی ساکت ایستاده است و کاری نمی کند همکارانش جملاتی مانند Talk to me sir و یا Sir ? را به کار می برند که این امر کمک بسیاری به واقعیت جلوه دادن بازی می کند. در بین بازی نیز هر از گاهی Michell با مرکز فرماندهی مکالماتی دارد که در ان ماموریت های جدید خود را دریافت می کند.
درمورد صدای سلاح ها مطلب خاصی نیست و می توان گفت که همه صدای همه سلاح ها با صدای آن ها در واقعیت یکسان هستند و هیچ اشکالی ندارند.
موسیقی چنگی به دل نمی زند و بازیکن مشاهده می کند که بیشتر دقایق بازی بدون موسیقی است و وقتی هم که موسیقی ای پخش می شود کمترین ارتباط را با محیط دارد. البته در بعضی مواقع مشاهده می شود که در هنگام جنگ های نزدیک موسیقیه متناسبی _موسیقی تند و بلند_ پخش می شود که باعث بیشتر شدن هیجان در نبرد ها می شود. ولی چون بیشتر بازیکن ها در این گونه بازی ها از سلاح های دوربین دار بیشترین استفاده را می برند بیشتر به سکوت علاقه دارند تا به موسیقی های هیجان انگیز !
در کل صداهای موجود در بازی نیاز بازیکن را رفع می کند ولی موسیقی بازی خوب طراحی نشده است.
شما در آغاز هر ماموریت می توانید اسلحه خود و همکارانتان را انتخاب کنید ؛ همچنین می توانید نوع یاران خود را نیز انتخاب کنید _ SNIPER یا GUNNER و یا ... _. هر نفر به یک اندازه می تواند بار با خود ببرد که شما فقط می توانید به آن اندازه برایشان اسلحه های سنگین و سبک و نارنجک و...تهیه کنید که با خود به میدان نبرد ببرند. در بعضی از مراحل شما می توانید از دو نقطه ماموریت خود را اغاز کنید که به انتخاب خود می توانید بازی را از بخش "A" و یا "B" آغاز کنید.
در حین بازی ممکن است برای شما یک تانک و یا یک ماشین به نام Mule بفرستند که در بعضی مواقع خیلی به درد شما می خورد . از ماشین Mule می توانید بهترین استفاده را بکنید . زیرا این ماشین در وحله اول برای تامین مهمات شما و افرادتان است و در وحله دوم می تواند به شما کمک کند تا دشمنانتان را از بین ببرید. می توانید پشت این وسیله کمین بگیرید و از ان جا راحت با دشمن مقابله کنید. ویا برای شناسایی منطقه دشمن آن را به منطقه ناشناس بفرستید و به وسیله دوربینی که پشت او نصب شده است منطقه را بررسی و مکان های دشمن را شناسایی کنید تا بهتر با ان ها مبارزه نمایید.
در طول بازی دستوراتی می توانید به اعضای گروه بدهید که البته یکی از مشکلات بازی این است که دستورات بسیار محدود هستند و به همین دلیل شما نمی توانید انتظار زیادی از ان ها داشته باشید . برای مثال شما میتوانید دستوراتی مانند : برو , حمله , پوشش آتش , بایستید , دنبالم بیایید را به گروهتان بدهید ولی دستوراتی مثل : مکان رو پاک سازی کنید , کنار یک دیگر باشید , یکی از اعضا رو پوشش دهید , منطقه رو بررسی کنید و ... رو نمی توانید به یارانتان بدهید. _در کل به خاطر هوش کم یارانتان در بیشتر جاهای بازی به تنهایی با دشمنان به نبرد می پردازید_
به خاطر وسیع بودن مناطق نبرد و وجود دشمنان بسیار , بیشتر گیمر ها سلاح دوربین دار را برای خود انتخاب می کنند زیرا اگر از مسلس ها استفاده کنند قطعا کار بسیار سخت می شود زیرا برای شلیک درست با مسلسل باید به هدف به قدر کافی نزدیک شد که مطمئنا به خاطر هوش بالای دشمنان این کار بسیار سخت خواهد بود.
دربازی تنوعی وجود ندارد و بیشتر هدف ها هم پاک سازی و یا بمب گذاری است. محیط های بازی یکسان هستند و همه شان در منطقه کویر و در بعضی مراحل در شهر هایی که در این مناطق گرم ساخته شده است به وقوع می پیود.
در کل بازی دارای گیم پلی ضعیفی است که هر گیمری را خسته و از بازی دل زده می کند .
هوش مصنوعی دشمنان بسیار بالاست و در حدی است که آن ها از فاصله دور نیز می توانند فرد را هدف قرار داده و از بین برردش ؛ به همین خاطر بازیکن باید به وسیله فکر خود ، به تریقی ان ها را از بین ببرد که کمترین آسیب به خود او و همکارانش برسد که بهترین روش , استفاده از سلاح های دوربین دار است .
دشمنان از سلاح های مختلفی استفاده می کنند که مهم ترین ان ها سلاح آر پی جی و اسنایپ است , زیرا دشمنان بیشتر با این سلاح ها شما را از بین می برند تا مسلسل های معمولی !
یکی از اشکالات بزرگی که در مبحث هوش مصنوعی این بازی وجود دارد, این است که بازیکن مشاهده می کند که افراد تیم ارواح دارای هوش مصنوعی بسیار پایینی هستند که این مسئله سختی کار رو برای گیمر دو چندان می کند . برای مثال بازیکن مشاهده می کند که به افراد تیم دستور داده که به سمت آن دیوار بروند و پشت ان جبهه بگیرند . او مشاهده می کند که بعد از چندین دقیقه 2 نفر از اعضای گروه آمدند و در جای خود مستقر هستند ولی دو نفر دیگر هنوز نرسیده اند ! به همین خاطر به سمت عقب برگشته و مشاهده می کند که ان دو چون به یک دیوار رسیده اند دیگر نتوانستن جلوتر بیایند به همین خاطر بازیکن مجبور میشود که ان ها را به سمت راست یا چپ ببرد و سپس کاری کند که آن ها بفهمند که باید دیوار را دور بزنند !!
ادوات نظامی دشمن نیز دارای هوش بالایی هستند که در بعضی مواقع بازیکن را متعجب می کند زیرا بازیکن از هر طرفی وارد میدان شود _چه از پشت تانک و چه از دیگر جهات_ لوله تانگ به سمت بازیکن می چرخد و او را هدف می گیرد که این مسئله بازی را بسیار سخت می کند زیرا برای از بین بردن این ادوات باید از سلاح Zeus-MPAR استفاده کرد که این سلاح نیاز به زمانی دارد که روی هدف متمرکز شود به همین خاطر ممکن است در این چند ثانیه ای که اسلحه متمرکز می شود تانک شلیک کند.
وقتی به گلدانی گلوله ای بر خورد می کند به جای این که در کل بشکند مشاهده می شود که فقط اون قسمت گلوله خورده می شکند و قسمت زیرین گلدون و بالایی اش سالم هست و پس از شکستن قسمت وسطی بر قسمت پایین می افتد. بر خورد گلوله ها به سطح های گوناگون بسیار خوب کار شده است و به صورتی است که جای گلوله در هر سطحی متفاوت است.
در بازی امکان شلیک به چراغ ها و خاموش کردن آن ها است _که در یکی از مراحل بسیار بدرد می خورد_ ولی در بعضی جاهای بازی مشاهده می شود که هر جقدر شلیک می کنید لامپ از بین نبرد و بعد از 6 – 7 تا شلیک با تفنگ دوربین دار در آخر لامپ می ترکد و خاموش می شود. در موقع شکست اجسام شیشه ای مثل شیشه ماشین ها و شیشه لامپ ها , خورده شیشه های ریزی از آن ها به جای می ماند که ان ها وقتی به زمین می رسند غیب می شوند .
در بازی آن قدر ها هم نمی شود از فیزیک بازی استفاده کرد مگر در مواقعی که می خواهید وسیله را منفجر کنید تا به وسیله آن دشمنانی که پشت آن پناه گرفتند را از بین ببرید .
وقتی که یک بازی در مباحث صداگذاری و گرافیک در حد مطلوبی نباشد , تنها بخشی که باعث ارتباط بین بازیکن و بازی مشود هوش مصنوعی بازی است که متاسفانه به خاطر هوش مصنوعی کم یاران میشل این بخش هم چنگی به دل نمی زند. محیط های بازی یکسان هستند و تنها سلاحی که به جمع سلاح های گروه اضافه می شود بعد از بخش اول بازی Zeus-MPAR است که برای از بین بردن ادوات دشمن به کار می رود . به خاطر همین دلایل می توان گفت که بازی GRAW2 از ان بازی هایی است که کمترین ارتباط را بازیکن بر قرار می کند.
گرافیک و صداگذاری بازی در حد عالی طراحی نشده اند و به خاطر یک نواخت بودن محیط , گیم پلی چندان خوبی نیز ندارد که این ها موجب دلسردی بازیکن از بازی می شود ولی با وجود هوش بالای افراد در نبرد ها شاید گفت که نزدیک ترین عامل بین واقعیت و این بازی هوش بالای افراد دشمن باشد. در کل می توان گفت که اگر سازندگان بازی در ساخت آن تلاش بیشتری می کردند این نسخه خیلی بهتر از GRAW می شد ولی متاسفانه به خاطر کم کاری سازندگان بازی این نسخه کمترین پیشرفت را داشته است. در نتیجه به نظر بنده بازی خوبی برای اوقات فراغت شما نمی باشد ...
[ یکشنبه 12 مرداد 1393 ] [ 21:41 ] [ overgameover ]
[ ارسال نظر(1) ]
نقد بازی
Army Of Two 40TH Day
مقدمه :
اول از همه از شما پوزش می طلبم که نقد این بازی کمی دیر شد و تنها علت ان حجم زیاد بازی های موجود در بازار بود ولی در حالت کلی هنوز هم برای خرید این بازی زمان دارید و نگران هیچ چیز نباشید !
………………………………………………………………………………………………………………………………………
بازی ارتش دونفره جزو بازی هایی است که شرکت هنر های الکترونیکی EA روی ان حساب ویژه ای باز کرده است . این بازی به نوعی دارای گیم – پلی منحصر به فرد و جدیدی است که شاید خیلی از بازیکنان را به خود جذب کند.
شماره ی اول از این بازی با توجه به تبلیغات فراوان ان چیزه زیادی برای گفتن نداشت و نتوانست ان طور رضایت منتقدان و سایرین را به خود جذب کند.
شماره ی اول از بازی ارتش دو نفره برای کنسول های Xbox360 و Ps3 و شماره ی دوم از این بازی علاوه بر نسخه های کنسولی ان برای کامپیوتر های خانگی نیز منتشر شد.این بازی سوم شخص از نوع تاکتیکال – اکشن بار دیگر شما را در مخمصه ای سخت قرار می دهد که تصمیمات شما در ان مهمترین عامل پیروزی هستند(گویا – ای تی)
داستان بازی ساده و بدون هر گونه ابهامات است و از انجا اغاز می شود که گرو ه (ارتش دو نفره ) برای انجام ماموریتی غازم به شانگهای می شوند ولی پس از اینکه ماموریت خود را به پایان رساندند و تصمیم به خروج از این کشور می گیرند وارد موقعیتی می شوند که اجرای این کار را بسیار سخت می کند به همین دلیل مجبورند که در این کشور در حال جنگ بمانند و برای رهایی از این قفس دست به کار هایی مشکل بزنند که در گیم – پلی بازی خلاصه می شود . سایر جزئیات دیگر مربوط به داستان را بر عهده ی شما می گذارم زیرا که هیجانش برای مخلطبین باقی بماند.
گرافیک و نور پردازی ها بد نیستند و از موتور گرافیکی UE3 در این بازی استفاده شده است ولی با این وجود با بازی های حال حاظر قابل رقابت نیست و تا حدی می تواند نیاز های بازیکن را براورده سازند
محیط بازی شامل بخش هایی از شهر شانکهای در چین هستند و تمام بخش ها و گیم پلی از بازی در کشور چین و شهر شانگهای اتفاق می افتد.
ساختمان های بلند سرتاسر شهر را پر کرده اند و نور های حاصل از چراغ ها در شب بسیار دیدنی هستند . در قسمت های اولیه بازی همه چیز زیبا و شهر روال عادی خود را در پیش دارد ولی بعد ها به دلیل حمله ی ناگهانی گرو های تروریستی این شهر غالبی زشت به خود می گیرد و تمام زیبایی های ان در چند ثانیه تبدیل به یک رویای باور نکردنی می شود(گویا – ای تی)
سازندگان برای ایجاد هیجان بیشتر در بازی تا می توانستند ساختمان و محیط های زیادی را خراب کردند . به طور مثال در حال عبور از منطقه ای هستید ناگهان وجود یک بالگرد در حال اتش نظر شما را جلب می کند و تا می خواهید به خود بیایید این بالگرد به سقف زیر پای شما اثابت کرده و خسارات زیادی را به شما و دیگر اطرافیان وارد می کند
صحنه های انفجار شلوغی و در کل مبارزه و جنگ در شکل و حالتی خوب به تصویر در امدند و تا حدی بازیکن را به وجد می اورند.
این بازی برای ان دسته افرادی ساخته شده که بازی ها را به صورت دو نفره و مالتی پیش می برند به همین دلیل زمانی که این بازی را به صورت تک نفره بازی می کنید از نیمی از امکانات بازی بی بهره اید.
مهمترین چیز در ارتش دو نفره (روز چهلم) همکاری متقابلی است که بین اعضای گروه وجود دارد . البته این گروه نه فقط دو نفر عضو دارد به طور باورنکردنی می تواند ۱۰۰ ها عضو دیگر را از پای در اورند و به همین دلیلی است که این بازی لغب ارتش دو نفره را به خود اختصاص داده است.
بین این دو نفر از گروه رابطه ای دوستانه وجود دارد به طوری که ۹۰ درصد کار ها در گیم – پلی بازی با همکاری دو طرفه انجام می گیرد . وقتی شما در حال پیشروی به طرف منطقه ای هستید که دشمن ان را تصرف کرده از این بابت خیالتان راحت است که یکی هوای شما را دارد(گویا – ای تی)
شما می توانید با همکاری هم تیمی خود دو هدف را همزمان بزنید و هم چنین می توانید به او دستور هایی را بدهید که هر کدام از انها برای شما در بازی مهم و سرنوشت ساز هستند.
دستور ها شامل دنبال کردن دفاع ماندن و هم چنین پیشرفت در طول بازی است .برای دستورات موجود در بازی دو حالت (هجومی و تاکتیکی وجود دارد) در حالت هجومی که از ان به اسم اگرو نام می بریم باعث می شود که هم تیمی شما با جدیت بیشتری وارد منطقه ی دشمن شود و تا اخرید نفس در برابر دشمنان مقاومت کند.
هوش مصنوعی به دو صورت قابل بررسی است :
یک : حالتی که با دشمنان روبرو هستید : در این حالت هوش مصنوعی قوی و بالاست پس سعی نکنید که خیلی راحت به دل دشمن بروید و به تنهایی همه را از میان بردارید . هوش مصنوعی طوری است که به شما اجازه ی تک روی را نخواهد داد.
حالت دوم : هم تیمی شما است که واقعا خوب و خیلی جدی حرفتان را گوش می دهد و انتظاراتتان را براورده می سازد اما گاهی اوقات دچار سردرگمی می شود و هنگ می کند اما در حالت کلی هوش مصنوعی بازی خیلی خوب است(گویا – ای تی)
در شخصیت پردازی این بازی نکته ای بسیار جالب مخفی شده است و ان وجود دو شخصیت سفید و سیاه پوست در کنار هم است . شما مختارید که از بین این دو نفر که با نام های (Elliot Salem and Tyson Rios) اسم گذاری شده اند یکی را انتخاب کنید .
این دو نفر تنها از نظر ظاهر و لباس جنگی با هم متفاوت هستند ولی هر دو قابلیت های یکسانی را دارند.شخصیت سیاه پوست کمی خشن تر و دارای قد و جثه ای بزرگ و طویل است ولی شخصیت سفید پوست کمی ظریفتر و در عین حال سریع تر و خوش تیپ تر است!!
از دیگر ابتکارات موجود در بازی که قبلا در خیلی از بازی های دیگر دیده شده است قدرت انتخاب در بعضی از قسمت های بازی است .به طور مثال در بعضی موارد شما دو انتخاب دارید که با انتخاب هر یک سرنوشت جور دیگری تغییر می کند .با انتخاب گزینه ها که یکی دارای نتیجه ی خوب و یکی بد است نتیجه ی باقی مانده به صورت پیش نمایشی کارتونی عواقب کار شما را به شما بازگو می کند.
موسیقی و صدا گذاری هم خوب و مطابق با صحنه های شلوغ و درگیر کننده در بازی است و کار تهیه ان را یک گروه موسیقی بسیار معروف از بازی ها در اختیار گرفته است.
زاویه دید دوربین در بازی به صورت سوم شخص و از روی شانه ی کارکتر نمایش داده می شود و با بازی دنده های جنگ Gears of wars شباهت های بسیاری دارد . در این بازی هم می توانید در پشت موانع پنهان شوید و در حالت ضربه ی کور Blind shot دشمنان را مورد اصابت گلوله قرار دهید که این کار با دقت و نشانه گیری ضعیفی همراه است(گویا – ای تی)
در مورد سلاح های بازی هم نتایج جالبی وجود دارد . سلاح ها در بازی متنوع هستند ولی در کل بازیکن نمی تواند بیش از سه نوع سلاح خاص با خود حمل کند که یکی شامل سلاح های دور زن . سلاح های اتوماتیک و یک کلت کمری علاوه بر نارنجک ها می شوند.
در ابتدای کار بازیکن قادر است معدود سلاح هایی را برگزیند و برای استفاده از سایر سلاح های دیگر باید به اندازه ی کافی در بازی پیشرفت کند تا سلاح های دیگر فعال شوند و انها را خریداری کند . تمام سلاح ها و جنگ افزار ها می توانند به روز شوند و از همه مهمتر این قابلیت را دارند که از همه جهات از شکل ظاهر بگیرید تا قنداق اسلحه و اجزای جزئی دیگر دستکاری و دچار تغییرات شوند.
مبارزات اصلا خشک و خسته کننده نیستند .شما با انو.اع مختلفب از دشمنان روبرو هستید که تعداد انها از ۵ عدد تجاوز نمی کند اما این مورد با این حال باز هم از ارزش بازی چیزی کم نمی کند .در برخی از شرایط با بعضی از دشمنانی روبرو هستید که از بین بردن انها همکاری گروهی را طلب می کند به طور مثال بعضی از این دشمنان دارای نقطه ضعفی فقط در ناحیه پشت سر هستند و در این حالت شما باید او را وادار کنید که با درگیری به دوست خود مشغول شود و در این حالت با عکس العمل سریع به پشت او رفته و او را غافلگیر کنید !(گویا – ای تی)
در برخی از قسمت های بازی با انسان های بی گناهی برخورد می کنید که توسط افراد بی گانه به گروگان گرفته شده اند . حال باید با طرحی سازماندهی شده و نقشه ای حساب شده طوری عمل کنید و پیش برید که هیچ یک از این گروگان ها اسیب نبینند.
اگر تمام گروگان ها سالام بمانند به شما پول و جوایزی اهدائ می گردد.
در حالت کلی شماره ی دوم از این بازی نسبت به شماره ی قبلی ان حرف های برای کفتن داشت و با تغییرات جزئی و کمی که در گیم – پلی ان اجاد شده بود توانست تا حدی بازیکنان را راضی نگاه دارد
[ یکشنبه 12 مرداد 1393 ] [ 21:37 ] [ overgameover ]
[ ارسال نظر(0) ]
بازی های Army of Two، وقت آن رسیده بود که این گروه با دو تن از اعضای تازه واردش درس ادبی به کارتل مواد مخدر، در زیر آفتاب سوزان مکزیک بدهد. هر چند هدف میسر شد، اما همه چیز بر وفق مراد نبود!
نام: Army of TWO: The Devil’s Cartel
سازنده: Visceral Games / EA Montreal
ناشر: Electronic Arts (EA)
سبک: Third Person Shooter
پلتفرم: XBOX 360 / PlayStation 3
واژه کارتل به گوش هر کسی شنیده شده است. از آشنا ترین بازی های اخیر که نبرد با این گروه شیطانی را روایت کرده، می توان به Call of Juarez: The Cartel اشاره داشت که از همه جهات به خصوص از بُعد داستانی، مورد انتقاد تحلیل گران و منتقدان واقع شد.
این بار Visceral Games سازنده ی سری بازی های محبوب و موفق Dead Space ساخت سومین نسخه AoT را بر عهده گرفت که نتیجه اش برای این IP، مشخص شدن ضعیف ترین قسمت از سری بازی های AoT شد. ویسرال با خلق دو شخصیت جدید و دادن ارتباطاتی اندک با نسخه های پیشین، سعی کرد تا روند داستانی بازی را به گونه ای تنظیم کند تا به عنوان یک شوتر غیر نظامی، ارتباط لازم با بازی برقرار شود. به همین دلیل بود که موضوع نبرد با کارتل مواد مخدر که از دهه های پیش تا به امروز رنگ پایان را به خود ندیده، محور داستان بازی باشد که البته این گزینش، آنطور که باید خواسته های سازندگان را نتیجه نداد.
علاوه بر این، تلاش های زیادی صورت گرفته تا گیم پلی بازی جذابیت بی نظیری داشته باشد اما به دلیل برخی بی احترامی ها به سبک بازی، آنطور که باید مورد استقبال واقع نمی شود.
شما را به مطالعه ی نقد و بررسی AoT: TDC دعوت می نماییم تا در جریان جزئیات حمله دو دیوانه به قلب کارتل، قرار گیرید.
پشت صحنه ی نقاب شیشه ای
خطر اسپویل داستان
داستان بازی دقیقا از ابتدا ماجرا آغاز می شود. جایی که رییس جمهور مکزیک یعنی آقای Cordova دستگیر تصرف کنندگان این کشور لاتین شده است. مکزیک توسط یکی از قدرتمند ترین کارتل های مواد مخدر به نام La Guadaña تصرف شده است. اما در آغاز گیم پلی بازی، با یک فلش بک مواجه می شویم. جایی که اثبات می شود شخصیت های قسمت های پیشین AoT یعنی Rios و Salem، دو مبارز جدید را وارد گروه Trans World Operations می کنند. آلفا (Alpha) و براوو (Bravo) دو آمریکایی الاصل وارد این گروهک ضد تروریستی خصوصی که به T.w.O متخلص است، شده اند. پس از گذارندن مرحله آموزشی خسته کننده، وارد نخستین ماموریت می شوید و پس از اتمام این ماموریت، به آغاز بازی باز می گردید. سعی در پیچیده جلوه دادن داستان در آغاز بازی با اغراق همراه شده که به هیچ وجه دلچسب نیست. چرا که عدم مخبر بودن از داستان اصلی بازی، هیچ جذابیتی برای بازیباز ندارد. علاوه بر این، داستان بازی تنها رسیدن به سران La Guadaña و آزادسازی Cordova را روایت می کند و هیچ پیچیدگی در کار نیست و القای هیجان و اتفاقات ناگهانی در اواسط و بازه ی کثیر بازی، وجود ندارد.
در میان این وقایع تنها شخصیت پردازی قوی این بازی است که شما را به گوش دادن به دیالوگ های کارکتر ها و در نتیجه، فهم داستان بازی و توجیه مراحل دعوت می کند. اگر بگوییم آلفا و براوو از یک بازی Old School وارد AoT شده اند، جندان تهی از منطق نیست.
دیالوگ های بازی تعادل خوبی بین جد و طنز بر قرار نکرده. چرا که مصیبت های آلفا و براوو در بسیاری از کات سن ها و سینماتیک ها با دیالوگ های طنز آن ها همخوانی ندارد و همین مسئله، ضعف در این مورد را رسانا است.
همچنین توقع می رفت تا صحنه ی مرگ Rios و Salem شکوه بیشتری داشته باشد چرا که در دو بازی موفق مفتخر به روایت داستان از سوی این دو شخصیت بودیم و در این دو بازی، به قدر کافی با آن ها ارتباط برقرار کرده بودیم. اما سازندگان حتی یک سینماتیک هم لایق نمایش ناراحتی ناشی از مرگ این دو شخصیت ندانستند.
به معنای واقعی، بکش برو جلو
پیش از این ذکر شد که این بازی به سبک خود احترام نگذاشته است. روند سریع بازی در حد و اندازه های یک شوتر معمولی نیست و حقیقت است که می توان سرعت روند گیم پلی را با یک Old School مقایسه کرد. شاید این قضیه در شخصیت پردازی آلفا و براوو تاثیر مثبت داشته باشد، اما هنگام پردازش گیم پلی، کفه ی منفی را سنگین تر می کند. علاوه بر این برخی المان های یک شوتر نظامی در این بازی موجود است؛ مانند آنتاگونیست محض و عدم وجود سیستم مدیریت. در ابتدای هر مرحله شما می توانید از سه اسلحه دلخواه در سه نوع متفاوت، گزینش کنید که به اندازه سه نفر با حدود مهارت خودتان، مهمات لازم را دارا هستید. این مسئله که از استاندارد های شوتر های نظامی است، در صورت اغراق مورد انتقاد قرار می گیرد چه برسد به AoT.
علاوه بر این یک ماد به نام over kill نیز در بهره ی شخصیت اصلی بازی واقع شده که باز هم در نا متعادل شدن روند بازی، کمک شایانی کرده است. در این حالت هر تک تیر شما پایان زندگی هدفتان را نتیجه می دهد و مرگ برایتان بی معنا می شود. هر چند استفاده از این سیستم لذت بخش است، اما عمق ماجرا over kill را یک ایراد معرفی می کند.
همانند خیلی از شوتر های تیمی، در این بازی نیز در صورت صدمه دیدن هم رزمتان باید در یک بازه زمانی مشخص، به درمانش بشتابید. اصلی که برای طرف مقابل نیز صدق می کند. اما هوش مصنوعی در این بخش، ایرداداتش را بیان می کند. در اندک مواقعی علیرغم اینکه همراهتان فاصله زیادی با شما دارد، اما با سرعتی باور نکردنی و به دور از واقعیت، شما را تجدید قوا می کند. متاسفانه به به طور کلی، هوش مصنوعی بازی بالانس نیست و عدم تعادل دیده می شود. مانند این که همچون خیلی دیگر از بازی ها، می توانید LS را نگه داشته و جهت دهید و بدون اینکه کسی را بکشید، بخشی از ماموریت را به پایان برسانید؛ جالب آن است که در این حالت دشمنان و همراهتان بی خیال طرف مقابل خود می شوند!
مانند بیشتر سوم شخص ها، AoT: TDC هم از سیستم کاورگیری بهره مند است. این سیستم به شما اجازه می دهد تا مقصد کاور را مشخص کنید و با یک کلیک، به سرعت به سوی آن بدوید. مشابه آن چه که در Ghost Recon: Future Soldier دیده شد و مورد استقبال قرار گرفت. اما با این تفاوت که Frostbite 2 انعطاف لازم را در این سیستم نگنجانده است اما بطور کلی، سیستم کاور گیری این بازی، به افزون زیبایی بازی، کمک شایانی کرده است.
ضمن تاسف، یک ایراد دیگر نیز قابل ذکر است. آن هم این است که صحنه نبرد در یک محیط متمرکز است و مدت زمانی که برای نبرد در محیط معهود مشخص شده، زیاد است و در این زمان، همچون لوکاست ها در Gears of War، آقایان کارتلی مانند مور و ملخ به سوی تان هجوم می آورند.
شرایط مذکور در حالت Co-op نیز صدق می کند. توقع تغییر چندانی در این بخش را نداشته باشید اما در هر حال، انجام یک کمپین با دوستان، لذت بیشتری دارد.
نمایش ابهت به سبک T.W.O و کارتل
بازی از انجین قدرتمند Frostbite 2 بهره مند است. انجینی که همیشه مورد تحسین واقع شده و در انحصار EA است. از نقاط قوت این موتور گرافیکی می توان به قدرت تخریب پذیری بالا اشاره داشت که در AoT: TDC به خوبی قابل مشاهده است و از نکات مثبتش، موثر بودن در روند مراحل و واقع گرایانه جلوه دادن محیط ها است. گرافیک فنی بازی قدرت نمایی این موتور گرافیکی را به معرض دید قرار می دهد. طراحی محیط ها و بنا ها و ساختمان ها، زمین و آسمان و در ها و دیوار ها، همگی تاکید در بی نظیر بودن گرافیک فنی این بازی دارد. اما متاسفانه باگ های گرافیکی ضد این تاکید واقع می شود. مانند اینکه برخی از اشیا کاملا ثابت بر روی هوا باقی مانند؛ یا پس از ضربه زدن به دشمنانی که در طبقات و سطوح بالاتر از شما هستند، در برخی موارد مشاهده می شود که به طرز عجیبی پس از پرتاب شدن به پایین، کاملا ایستاده و سرحال به سویتان شلیک می کنند!
طراحی چهره ها نیز قابل قبول است. اما متاسفانه حرکت اعضای صورت در کات سن ها و سینماتیک ها، چندان قوی ظاهر نشده اند و این ناهماهنگی ها حین صحبت شخصیت ها هم، قابل مشاهده است.
طراحی محیط ها نیز از یک ایراد محوری برخوردار است. این دیزاین تنها در این جهت صورت گرفته تا قابلیت کاورگیری و نشان دادن قدرت انجین بازی در تخریب پذیری، نمایش و اثبات شود در نتیجه محیط پر جزئیات (که البته گرافیک فنی تمامی برخی نامتعادل با بخش ها اصلی است) بازی، ضمیمه دورنما های بی پردازش شود و تحت تاثیر محیط قرار نگیرید.
لاتینا!
عناوین بسیاری بوده که با نظارت مستقیم EA به مرحله ساخت و عرضه رسیده و صداگذاری مثال زدنی را معرفی کرده. از جمله ی این بازی ها می توان به دست پخت ویسرال یعنی Dead Space و یا سومین میدان نبرد اشاره داشت. اما ادامه این روند در AoT: TDC آن طور که انتظار می رفت نبود. صدا های ناشی از محیط و تخریپ پذیری ها، چندان به القای حس میدان نبرد گرم یاری نمی رساند. این مسئله در مورد انفجار ها نیز به دلیل یکسان بودن صدای حاصل، صحت دارد.
گفته شد که بازی از روند تندی برخوردار است. موسیقی لاتین و مکزیکی نیز بخش اعظمی از محوریت خود را به این روند ها اختصاص داده اما سازندگان به این ارتباط با شاخص داستان، توجه چندانی نداشتند و موسیقی بازی، بازیباز را تحت تاثیر قرار نمی دهد.
Army of Two: The Devil’s Cartel بازی است که علیرغم داشتن ایرادات قابل ذکر، لذت یک شوتر و میدان نبرد را به بازیباز القا می کند و اگر طرفدار خون ریختن با اسلحه های مدرن هستید و علاقه مند به عناوین شوتر، جا دارد تا تجربه ی این بازی را به شما پیشنهاد کنم.
[ یکشنبه 12 مرداد 1393 ] [ 21:36 ] [ overgameover ]
[ ارسال نظر(0) ]






























